تبليغاتX
تحقیقات بازاریابی
ردیابی وضعیت برند


 

پس از تعریف بازار هدف، ماهیت رقابت و چارچوب رقابتی مناسب برای جایگاه سازی، گام بعدی طراحی و تدوین جایگاه برند است. تعریف جایگاه مناسب نیازمند تدوین و تثبیت تداعیات ذهنی مصرف کننده از نقاط تمایز (افتراق) و نقاط اشتراک با سایر برندها است.
• تداعیات ذهنی از نقاط افتراق (تمایز)
نقاط افتراق (POD) عبارتند از ویژگی ها یا مزایایی که مصرف کنندگان در ذهن خود با برند آمیخته می کنند و بر اساس تداعیات ذهنی مثبت خود از آنها به این باور می رسند که این برند از رقبا برتر است. اگرچه هر مشتری می تواند تداعیات بی شماری از یک برند در ذهن داشته باشد اما بر اساس مدل CBBE تمامی این تداعیات ذهنی را به دو دسته کارکردی (مرتبط با عملکرد) و انتزاعی (مرتبط با تصویر ذهنی مشتری) تقسیم می کنیم. انتخاب برند توسط مشتریان اغلب به تداعیات ذهنی آنها از تمایزات ادراک شده بستگی دارد.
• تداعیات ذهنی از نقاط اشتراک
تداعیات ذهنی از نقاط اشتراک (POP) برخلاف نقاط افتراق لزوما منحصر به یک برند نیستند بلکه در میان برندهای مختلف مشترک هستند. نقاط اشتراک دو دسته هستند: در سطح رده محصول و در سطح بازار رقابت. نقاط اشتراک در سطح رده محصول ، نمایانگر شرایط لازم (و نه لزوما کافی) برای انتخاب برند هستند. این نقاط در سطح ویژگی های عمومی محصول تعریف می شوند و اغلب در زمره مزایای مورد انتظار از محصول به شمار می آیند. مشتریان به استفاده از خدمات بانک بدون در نظر گرفتن ارائه خدمات پرداخت و دریافت پول نمی اندیشند و هر مشتری از بانک انتظار دارد که ایمنی نقدینگی وی را تضمین کند، چک مسافرتی در اختیارش قرار دهد، از ساعات کاری مناسبی برخوردار باشد و دستگاه های خودپرداز در اختیار داشته باشد. ویژگی های اشتراک در رده محصول یا خدمت ممکن است با توجه به پیشرفت های تکنولوژیکی، حقوقی، تغییر در روندهای مشتریان و یا سایر عوامل تغییر یابد. اما این ویژگی ها و مزایا در زمره بایدها برای حضور در بازی کسب و کار به شمار می آیند. نقاط اشتراک رقابتی آن دسته از تداعیات ذهنی هستند که برای خنثی کردن نقاط افتراق رقبا طراحی شده اند. به بیان دیگر اگر برندی در این شاخص ها در سطح "نقطه سربه سر" فعالیت کند -در حالی که رقبا در تلاش باشند به مزیت دیگری در سایر ویژگی ها دست یابند- می تواند از جایگاه رقابتی برتر و غیرقابل انکاری برخوردار شود.
نکات راهنما برای جایگاه سازی برند
مفاهیمی نظیر نقاط افتراق و نقاط اشتراک می توانند به عنوان ابزارهای ارزشمندی برای هدایت جایگاه سازی استراتژیک برند مورد استفاده قرار گیرند. دو نکته کلیدی در تعریف جایگاه رقابتی برای برند عبارتند از: 1. تعریف چارچوب رقابتی 2. انتخاب و تثبیت نقاط اشتراک و نقاط افتراق
جایگاه سازی برند و برنامه های بازاریابی
تحقیقات کاوشی برند باید بتواند ساختار دانش فعلی مشتریان را در زمینه عناصر اصلی برند (و عناصر اصلی برند رقبا) روشن سازد و میزان آگاهی و تصویر ذهنی مشتریان از برند را معرفی کرده و نقاط اشتراک و افتراق برند را مشخص کند. تغییر تصویر ذهنی فعلی برند و رسیدن به تصویر ذهنی مطلوب به معنی افزودن تداعیات جدید، تقویت برخی تداعیات فعلی و یا کم رنگ ساختن و حذف تداعیات نامطلوب از ذهن مصرف کنندگان است. به اعتقاد John Roberts – یکی از متخصصان و محققان پیشرو در بحث بازاریابی کشور استرالیا- چالش پیش روی بازاریابان در دستیابی به جایگاه ایده آل برند؛ ایجاد همخوانی و تناسب میان دانسته ها و باورهای فعلی مشتریان از برند، ارزش برند در نگاه مشتریان، گفته های سازمان در مورد برند و آینده مطلوب برند از دیدگاه سازمان است. در طراحی فرایندهای جایگاه سازی برند باید مدیران ارشد سازمان به همراه مدیران منابع انسانی، مدیران تولید، مدیران تحقیقات بازاریابی و همچنین تعدادی از شرکای خارجی سازمان در امر بازاریابی (نظیر نمایندگان آژانس های تبلیغاتی) حضور داشته باشند. زمانی که بازاریابان با بهره گیری از ممیزی برندها، درک عمیقی از ساختار دانش برند سازمان در نزد مشتریان هدف خود به دست آوردند و حرکت خود را در مسیر جایگاه سازی آغاز نمودند نیازمند اجرای برنامه های تحقیقاتی تکمیلی با هدف ارزیابی تاکتیک های جایگاه سازی و دستیابی به جایگاه مطلوب خود در کوتاه ترین زمان ممکن هستند.
منبع: مجله برند

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 11:47 توسط علیرضا احمدی |

با نگاهی گذرا به فعالیت مؤسسات و بازارهای مختلف مصرف کننده و صنعتی به خوبی می توان این واقعیت را دریافت که هیچ مؤسسه ای نمی تواند تمام نیازها و خواسته های کلیه خریداران را ارضاء نماید یا حداقل اینکه این کار با یک روش مشابه و یکسان در تمام بازارها عملی نیست که از جمله مهم ترین دلایل این امر می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1- زیاد بودن تعداد خریداران در بازارهای مختلف

2- پراکندگی بسیار از حد خریداران در مناطق  مختلف جغرافیایی

3- تنوع زیاد در نوع نیاز و خواسته خریداران

4- تنوع زیاد در نوع روش های خرید مصرف کنندگان

5- توانا ییها و قابلیت های متفاوت مؤسسات از نظر خدمت به بخش های مختلف بازار

6- وجود رقبای توانمند در اغلب بازار ها

لذا به خاطر موارد فوق شرکت ها نباید با همه رفتار ها مشابهی داشته داشته و همه ی آنها را به یک چشم نگاه کنند ، بلکه ضروری است که یک بازار بزرگ نا متجانس را به خوده بازار هایی با ویژگیهای متجانپس تقسیم کرده تا بتواند از مزایای این تقسیم بندی به شرح ذیل استفاده نماید :

مزایای تقسیم بندی

الف ) تخصیص بودجه های تبلیغات و بازار های مناسب برای هر بخش از بازار جهت استفاده بهینه از آن و پیشبرد فروش که این امر در یک بازار نامتجانس امکان پذیر نمی باشد

ب) ایجاد تغییرات لازم و مشتری پسند در محصولات تولیدی خود با شناخت دقیقی که از بخشهای مختلف بازار کسب می کند .

ج) شناخت دقیق رضاء در هر بخش و تنظیم برنامه های مناسب بازاریابی  و تبلیغات جهت حذف آنان و یا حداقل گسترش سهم بازار .

بنابراین با توجه به مزایای فوق ، منطقی است که مؤسسات باید به تقسیم بندی بازار اقدام نموده و بخش هایی از این بازار را برای تلاش های بازاریابی خود انتخاب نماید که در ارضای نیازهای آن بخش از قدرت و توانایی قابل توجهی برخوردار هستند.

سیر تکاملی تقسیم بازار :

آنچه مسلم است ، این است که طرز تفکر تقسیم بازار و انتخاب بخشهای رقابتی تر آن به طور سیستماتیک و حساب شده توسط شرکت ها در طول تاریخ همیشه بدین منوال نبوده بلکه این طرز تلقی مراحلی را به شرح زیر طی نموده است :

1- بازاریابی انبوه یا یکنواخت                                            2- بازاریابی متمرکز یا هدف دار

                                        3- بازاریابی تفکیکی یا تنوع کالا

معیارها وضوابط تنظیم بازار

مبانی و معیار های مختلفی برای تقسیم یک بازار وجود دارد که مدیران بازاریابی می توانند از آنها به عنوان یک متغیر اساسی برای دستیابی بهتر به اهداف خود به صورت موردی یا ترکیبی استفاده نمایند .

 

تقسیم بندی بازار بر حسب چند عامل

1 تقسیم جغرافیایی : در تقسیم بندی بازار بر اساس متغیرهای جغرافیایی ، مدیران بازار را بر حسب واحدهای مختلف جغرافیایی همانند قاره ها ، کشورها ، استانها ، شهرها و امثال آن تقسیم بندی می کنند . سپس یک یا چند منطقه را برای انجام فعالیت انتخاب می کنند . برای مثال : یک تولید کنندۀ پوشاک با توجّه به نوع آب وهوا برای متقاضیان پوشاک در شمال غرب کشور عمدتاً لباس های گرم و برای مشتریان در جنوب شرق لباس های نازک و تابستانی تولید و عرضه می کند ، امروزه غالب شرکتها در برنامه های تولید و بازاریابی خود به صورت منطقه ای عمل می کنند .

2 تقسیم جمعیّتی : در تقسیم بازار بر پایۀ عوامل جمعیّتی به معنی تقسیم آن به بخش های مختلف بر اساس متغیرهایی همانند سن ، جنس ، تعداد افراد خانوار وسبک زندگی آنان ، شغل ، درآمد ، نژاد ، مذهب ، ملیّت و میزان تحصیلات و امثال آن می باشد . به خاطر سهولت اندازه گیری متغیرهای جمعیّتی و نیز نقش محسوس و تعیین کنندۀ آنها در میزان مصرف مشتریان ، این روش تقسیم بندی بازار نسبت به سایر روش ها متداولتر است .

مثلاً برای هر یک از متغیرهای تقسیم جمعیّتی اجزاء زیر تشکیل دهندۀ هر یک از آنها می باشند .

سن : زیر 7  سال – 7  تا 14 -  15 تا 20 – 21 تا 34 – 35 تا 49 – 50 تا 64 – 65 به بالا .

جنسیت : مرد – زن

نوع شغل : کارمند ، کارگر ، بازاری ، دانشجو ، مدیر ، بیکار ، خانه دار ، کشاورز و  . . .

دین : مسلمان ، مسیحی ، یهودی ، زرتشتی و . . .

نژاد : ترک ، کرد ، فارس ، عرب و . . .

ملیت : ایرانی ، فرانسوی ، آلمانی ، انگلیسی و . . .

مذهب : شیعه ، سنّی ، کاتولیک ، پروتستان و . . .

3 تقسیم روانی :  ملاک و معیار عمده در تقسیم بندی بازار به گروه های مختلف بر حسب عوامل روانی یا به عبارتی عوامل روان شناختی ، روان نگاری و روان تشریحی سه عامل طبقه اجتماعی ، سبک زندگی و ویژگی های شخصیّتی افراد می باشد که گاهاً ممکن است دیگر تقسیم بندی ها را بی اثر سازد ، برای مثال در این تقسیم بندی احتمال وجود دارد افرادی که به یک گروه جمعیّتی تعلق دارند دارای ساختارهای روان شناختی جداگانه ای می باشد و عکس آن نیز صادق است ، یعنی افرادی از گروه های مختلف جمعیّتی دارای ساختارهای روان تشریحی یکسانی باشند ، برای مثال یکسری از افراد جوان ، میانسال و مسن دارای سبک زندگی و خصوصیات شخصیتی یکسان و مشابهی باشند و یا هر سه گروه به یک طبقه اجتماعی تعلق داشته باشند.

4 تقسیم بندی رفتاری :  در تقسیم بندی بازار بر اساس عوامل رفتاری ، خریداران بر اساس سطح اطلاعات ، عقاید ، طرز تلقّی ها ، موارد مصرف یا واکنش نسبت به یک کالا به گروه های مختلفی تقسیم می شوند ، بسیاری از مدیران بازاریابی مؤسسات بر این باورند که استفاده از متغیرهای رفتاری برای تقسیم بازار بهتر از سایر عوامل و متغیرها می باشد . تعدادی ازمتغیرهای رفتاری عبارتند از :

1 مناسبت ها و موقعیت ها                                             مزایای مورد انتظار مصرف کنندگان                   

3 وضعیت مصرفی استفاده کننده                                   4 میزان مصرف

5 وضعیت وفاداری                                                       6 میزان اطلاع و آمادگی خریدار

7 عقیده و نگرش مردم نسبت به کالا

عواملی که مؤثر در تقسیم بندی بهینۀ بازار هستند :

روشهای مختلف ومتنوعی برای تقسیم بازار وجود دارد ولی بعضی از تقسیم بندی های بازار از اثربخشی کمتری برخوردار بوده و یا اصلاً هیچ نوع فایده ای برای مؤسسه ندارد ، مثل تقسیم بازار مواد غذایی براساس رنگ موی افراد . واضح است که رنگ موی افراد بر نوع مواد غذایی که استفاده می کنند هیچ تأثیری ندارد و این نوع تقسیم بندی وصرف وقت ، جز ایجاد هزینه های اضافه ، برای مؤسسۀ مربوطه هیچ نفعی به دنبال نخواهد داشت ، لذا برای اینکه تقسیم بندی بازار مؤثر و کارا بوده باشد باید دارای ویژگی های زیر باشد :

1- از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه باشد : مدیران بازاریابی در بخش بندی بازار به دنبال ایجاد بیشترین فرصت برای سودآوری و بازده سرمایه گذاری هستند و در صورتی که این امر مهم از طریق تقسیم بندی حاصل نشود بهتر است از بازاریابی انبوه استفاده کرده وتقسیم بندی بازار صورت نپذیرد .

2- با توجه به منابع موجود در مؤسسه ، امکان اجرا داشته باشد .         

منظور از منابع ، منابع انسانی ، مادی و مالی می باشد که وجود نارسایی و کمبود هر یک از این منابع ، اجرای مؤثر برنامه های بازاریابی را با مشکل مواجه خواهد ساخت .

 

3  - میزان خرید بخش های مختلف بازار قابل اندازه گیری باشد .   

شرکت باید کار تحقیق و بررسی در مورد متغیرهایی را که اندازه گیری آنها واقعاً مشکل است و می توانند متغیرهای جمعیتی ، جغرافیایی ، روانی و رفتاری باشند، بدون بهره گرفتن از کارهای قبلی صورت گرفته از صفر شروع کند ، ولی با توجه به ارزشمندی متغیر در تقسیم بازار ، در صورت عملی شدن ، می تواند نتایج خوب و پرباری به همراه داشته باشند .

4- خریداران بخشهای مختلف قابل دسترسی باشند .

بعضی مواقع علیرغم مفید بودن تقسیم بندی با توجه به متغیر خاصی ، مشکل دسترسی به خریدار وجود دارد و عملاً کار را برای مؤسسه دشوار می نماید .

در بررسی روش های تقسیم بندی بازار ،  نظریه ها و تئوری های متفاوتی ارائه شده است . از جملۀ این نظریه ها ، نظریۀ هیترلر و رال می باشد که این دو ،  بازار را به چهار نوع متفاوت تقسیم بندی کردند که عبارتند از :

1- بازار جهانی   2- بازارهای چندگانۀ داخلی   3-  بازارهای بلوکه شدۀ بین المللی   4-  بازار محلّی

ریسک و کنترل در ورود به بازار جهانی

هر قدر ریسک ورود به بازار جهانی کمتر باشد کنترل عملیات نیز کمتر بوده و شرکت با بازار خارجی درگیری کمتری خواهد داشت . روش های خرید و فروش داخلی ، شرکت های تجاری ، صادرات از طریق شرکت های دیگر و به طور کلی  صادرات غیرمستقیم ریسک کمتری دارند و درعین حال هزینه های کنترل کمتری را نیز در بردارند .

در مقابل ، سرمایه گذاری مشترک دارای ریسک کمتری بوده ولی به کنترل بیشتری نیاز دارد . ورود به بازار خارجی با روش های صادرات مستقیم  ،  فرانشیز و قرارداد مدیریت دارای نسبت متوسطی از ریسک وکنترل

می باشند . و بالاخره روش های مونتاژ ، تولید محصول در خارج ( بازار هدف ) و مالکیّت کامل واحد تولیدی در بازار خارجی علاوه بر این که از نظر سرمایه گذاری پرریسک می باشند نیاز به کنترل های بیشتری نیز دارند.

علل ورود شرکت ها  به بازار بین المللی :

شرکت ها معمولاً به دلایل زیر وارد بازار بین المللی می شوند :

1- جهت دست یافتن به بازارهای جدید

2- به علت اشباع شدن بازار داخلی یا کوچک بودن بازار داخلی مجبور به عرضۀ کالا در بازار بین المللی می شوند .

3- به علت وجود تولید ارزانتر

4- بعضی شرکت ها به علت طبیعت فعالیت خود ناگزیر از فعالیت در بازار بین المللی می شوند .  

تقسیم بندی بازار چیست ؟

هدف فروشندۀ حرفه ای از تقسیم بازار خود این است که به طور دقیق خواسته های خریدارانش را برآورده کند و فروش خود را بالا ببرد تا به سود برسد .

تقسیم بازار پاسخی به نیازهای گوناگون مشتریان و استفادۀ بهینه از منابع شرکت هاست . به علت وجود خرده بازار های مختلف ، مسئولان کارخانه ها مجبور شده اند از استراتژی تولید محصولات گوناگون استفاده کنند . در واقع تقسیم بازار سبب می شود که تولید کننده برای عرضۀ محصول خود فعالیّت های گوناگونی انجام دهد . از جمله تبلیغات مناسب برای ترغیب و متقاعد کردن خریداران مورد نظر به نحو مطلوب.

در تقسیم بازار ابتدا از طرق بازارشناسی  همۀ اطلاعات مربوط به بازارهای کلّی و جزئی جمع آوری و بنابر ترجیحات ، نیازها ، واکنش ها و امکانات خریداران  هر خرده بازار ، محصولات بازارپسند شناسایی می شود ، به عبارت دیگر » تقسیم بازار «  یعنی شناسایی و گزینش آن قسمت از بازار که شرکت بهتر و مؤثرتر می تواند پاسخگوی نیازهایشان باشد ، برای مثال در بازاریابی جدید ، شرکت ها تمایل دارند پوشاک بچه گانه ، زنانه ، مردانه و حتّی پوشاک ویژۀ مدارس تولید کنند .

بازوی تقسیم بازار ، سیستم اطلاع رسانی و تحقیقات بازاریابی است .

پیشرفت و تحولات مربوط به شبکۀ ارتباطات باعث شده است تا شناخت هر خرده بازار بهتر ، سریعتر و اصولی تر انجام شود و تقسیم بازار معنای واقعی خود را پیدا کند . با تقسیم بازار دستیابی به هدف » بازارگردانی « یعنی شناسایی ، شناساندن و رضایت ، سریعتر و بهتر صورت می گیرد و در امور بازار تخصص پدید می آید .

برای مثال : تولید کنندۀ پوشاک بچه گانه آنقدر با بازار هدف خود در ارتباط است که همواره از رنگ ها و مدل های دلخواه آنان ، نوع پارچۀ مطلوب و اندازه های بچه ها آگاه است .

معیارهای تقسیم بازار

برای گروه بندی مشتریان و خرده بازارها باید معیارها ومتغیرهای گوناگونی در بازار مورد توجه قرار گیرد . پنج معیار اصلی برای تقسیم بازار عبارت است از :1

1-  قابلیت افزایش سود و بازده سرمایه گذاری : مناسبترین روش برای تقسیم بازار روشی است که بیشترین فرصت ها را برای سود و بازده سرمایه گذاری ایجاد می کند . اگر این قابلیت از طریق عدم تقسیم بندی به دست می آید نباید هیچ گونه تقسیم بندی ای صورت گیرد سازمان های غیرانتفاعی ، قابلیت خدمت مفید و مؤثر به مشتریان را معیار اصلی تلقی می کنند .

2-  مشابه بودن نیاز های خریداران در هر قسمت : خریداران بالقوه در هر قسمت از بازار باید برمبنای فعالیت های بازاریابی مانند طرح وشکل محصولات مورد نیاز یا نوع تبلیغات ، با هم شباهت هایی داشته باشند .

3-  متفاوت بودن نیازهای خریداران در قسمت های گوناگون بازار :  اگر نیازهای خریداران در قسمت های مختلف بازار کاملاً  متفاوت نیستند ، تقسیمات را باید محدود کرد . هر قسمت مجزا معمولاً فعالیت های بازاریابی متفاوتی را می طلبد که هزینه های بیشتری نیز ایجاد می کند . اکر درآمدها جوابگوی هزینه ها نیستند ، باید تقسیمات را محدود کرد و میزان فعالیت های بازاریابی را کاهش داد .

4-  امکان فعالت بازاریابی برای دستیابی به یک قسمت :  دستیابی به یک قسمت بازار ، نیازمند فعالیت بازاریابی کارا و سازنده است . اگر این فعالیت امکانپذیرنیست نباید بازار را تقسیم کرد .

5-  سادگی و هزینۀ تقسیم بازار به قسمت های گوناگون :  مدیر بازاریابی باید طرح تقسیم بازار را به صورت نسبتاً ساده و با هزینۀ کم اجرا کند . به همین دلیل باید بتواند از طریق تحقیقات ویژگی های خریداران بالقوه را مشخص کرده ، آنها را در قسمت های گوناگون جای دهد .

روش ها و متغیرهای تقسیم بازار

برای تقسیم بازار راه های مختلفی وجود دارد و بازاریاب باید از متغیرهای مختلف استفاده کند ، به طوری که این متغیرها به تنهایی یا به صورت جمعی ساختار بازار را نشان دهد . در اینجا تقسیم بازار را بر اساس متغیرهای جغرافیایی ، جمعیت شناختی ، روانشناختی و رفتاری بررسی می کنیم .

 الف - تقسیم بازار بر اساس متغیرهای جغرافیایی

در این تقسیم بندی ، بازار به واحدهای مختلف جغرافیایی مانند کشورها ، استان ها ، منطقه ها، شهرها یا خیابان ها تقسیم می شوند .

 

ب تقسیم بازار بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی

در این تقسیم بندی ، بازار براساس عوامل جمعیتی مانند سن ، جنسیت ، اندازۀ خانواده ، منحنی عمر خانواده ،

درآمد ، شغل ، میزان تحصیلات ، نژاد وملیت تقسیم می شود . هنگام تقسیم بازار متغیرهای جمعیت شناختی بیش از متغیرهای دیگر استفاده می گردد .

ج تقسیم بازار بر اساس عوامل روانشناختی

در این تقسیم بندی خریداران براساس سبک زندگی و شخصیت به گروه های مختلفی تقسیم می شوند . گروه های مشابه جمعیتی براساس عوامل روانشناختی رفتارهای مختلفی از خود بروز می دهند .

د تقسیم بازار بر اساس عوامل رفتاری

در این تقسیم بندی ، خریداران بر پایۀ اطلاعات ، طرز تلقی ، یا میزان استفاده از محصول به گروه های مختلفی تقسیم می شوند . بسیاری از بازاریابان عقیده دارند که استفاده از متغیرهای رفتاری بهترین وسیله برای تقسیم بازار است .

تقسیم بازار و تعریف آن

» پروفسور ناردی«  در آنسیکلوپدی علوم اجتماعی آمریکا جلد دهم ، بازار را به شرح زیر تعریف کرده است:

» بازار عبارت است از محل و یا مکانی که در آنجا عرضه و تقاضا به منظور تعیین قیمت واحد با هم تلاقی می کنند . بازار ممکن است محل جغرافیایی باشد وهمچنین ممکن است تعدادی از افراد را که داد وستد آنها منجر به ایجاد عرضه و تقاضا و قیمت واحد شود نیز بازار نامید . «

 

برای طبقه بندی بازارها مبانی مختلف زیر را می توان قبول کرد :

1 – ممکن است موضوع مبادلات را مبنای دسته بندی بازارها قرار داد ، بدین طرق بازارهای زیر را خواهیم داشت ( بر حسب مبادلات ) :

الف – بازارهای تجارتی یا بازارهای محصولات مانند بازارهای پنبه ، پشم ، مواد غذایی و . . .

ب – بازارهای سرمایه ای به کار افتاده مانند بازارهای اوراق بهادار ، بورس و . . .

ج – بازارهای سایر سرمایه ها مانند بازارهای خانه ، کارخانجات ، کارگاه های کشاورزی و . . .

د – بازارهای پولی که در ین بازارها سرمایه های کوتاه مدت مورد مطالعه قرار می گیرند .

ه – بازارهای ارز که در آن پول های مختلف کشورها با یکدیگر مبادله می شود .

و – بازار خدمات که در آن خدمات اشخاص به منظور کمک به تولید اقتصادی در رشته های مختلف مورد مطالعه قرار می گیرد . (کارگران فنی ، مهندسین و متخصصین )

ز – بازار خدمات مخصوص مانند بازارهای بیمه ، حمل و نقل دریایی ، زمینی ، هوایی و . . .

2 – ممکن است بازارها را از نظر موقعیت مکانی تقسیم کرد ؛ بدین معنی که بعضی از بازارها از نظر مکانی در محل های معین قرار دارند مانند بازارهای بین المللی کالاها و اوراق بهادار که در این بازارها خریداران و فروشندگان با یکدیگر ملاقات کرده ، معامله می کنند .

همچنین ممکن است بعضی از بازارها محل معینی نداشته باشند ؛ به عبارت دیگری می توان گفت درخفا قرار دارند مانند بازارهای بین المللی ارزها که ارتباط بین فروشندگان و خریداران به وسیلۀ تلفن یا دلال ها انجام می گیرد .

3-  ممکن است بازارها را از نظر وضع جغرافیایی تقسیم کرد .که از این نظر( وضع جغرافیایی ) به انواع زیر

تقسیم می شوند :

 الف -  بازارهای محلی مانند بازارهایی که به محل های مختلف یک شهر ، مواد غذایی می رسانند .

 ب – بازارهای منطقه ای مانند بازارهای مواد اولیه ( پنبه ، کائوچو ، چای و . . . )

 ج – بازارهای بین المللی که در این بازارها عرضه وتقاضای کلیۀ جهان متمرکز می شود مانند بازار غلّات شیکاگو و بازار نفت .

4 – ممکن است بازارها را از نظر کیفیت سازمان تقسیم کرد ؛ از این حیث ( کیفیت سازمان ) به بازارهای زیر تقسیم می شوند :

الف – بازارهایی که در آن معامله کنندگان تحت هیچ گونه مقرراتی قرار نگرفته اند و آزادی کامل برای معامله دارند .

ب – بازارهایی که در آن معامله کنندگان مکلّف به رعایت مقررات مخصوصی هستند ؛ مانند بازارهای اوراق بهادار یا بعضی از کالاها مانند نفت ، قلع و . . .

5 – ممکن است بازارها را برحسب این که کالای مورد معامله در بازار حاضر باشد یا نباشد تقسیم کرد .از این حیث که کالای مورد معامله در بازار حاضر باشد ، بازارها به بازارهای فرضی و حقیقی تقسیم می شوند .

منظور از بازار ، عبارت از شبکۀ روابط بین مبادله کنندگان یا تمرکز سازمان یافتۀ برخورد عرضه وتقاضای مربوط به کالاها و خدمات معین است .

 بازارها را می توان براساس ضوابط متعدد ، از جمله : بر اساس نوع محصولات وعوامل تولید مورد مبادله ، و

کمیت عرضه و تقاضاکننده ها و کیفیت اطلاعات و شرایط مبادله تقسیم بندی کرد .

معمولاً بر مبنای هر دو گروه ضوابط فوق الذکر ، بازارها طبقه بندی می شوند و مورد بررسی قرار می گیرند . بر اساس نوع محصولات و عوامل تولید مورد مبادله ، بازارهای مختلف محصولات و عوامل تولید ، به ترتیب یک بازار برای هر محصول و یک بازار برای هر عامل تولیدی حاصل می شود .

عوامل تعیین کننده و اساسی هر یک از این بازارها را عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان تشکیل می دهند . بر اساس وحدت و تعدّد این عامل های اصلی یعنی عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان است که طبقه بندی آنها و انواع بازارهای دیگر حاصل می شود و این نوع بازارها هستند که در تجزیه و تحلیل های اقتصادی دارای اهمیت بیشترند .

این بازارها یا کاملاً رقابتی ، یا مطلقاً انحصاری و یا بین آن دو یعنی از نوع رقابتی ناقص هستند .

الف بازار رقابتی کامل

منظور از بازار رقابتی کامل ، بازاری است که در آن تعداد بیشماری عرضه کننده و تقاضاکننده به مبادله بپردازند و مبادله کنندگان از آزادی مطلق انتخاب و عمل برخوردار باشند و هیچ گونه محدودیت و مقرراتی در آن وجود نداشته باشد و ایجاد تماس و کسب اطلاعات به سهولت امکان پذیر گردد .

 از نظر عالمان علم اقتصاد ، بازار به مکان فیزیکی که خریداران و فروشندگان برای مبادلۀ کالا و خدمات دور هم جمع می شوند گفته می شود که به عبارت بهتر به معنای کل خریداران ( مشتریان اعم از حقیقی و حقوقی ) و فروشندگان کالای خود را مبادله می کنند . بنابراین بازار خودرو شامل فروشندگان و خریداران آن است . گاهی بازار صورتی بالقوه و گاهی بالفعل به خود می گیرد که در صورت بالقوه بودن نیز بازار تابع شرایط محیط است .

در وضعیت اقتصادی شکوفا و در حال رشد ،  بازار بالقوه کاملاً متفاوت از بازار بالقوه در شرایط رکود اقتصادی

است . با این حال در خصوص شرکت ها در صورتی که گفته شود بازار بالقوه است ، به معنای حد نهایی تقاضا برای محصول است . این امر زمانی حاصل می شود که فعالیت های بازاریابی شرکت نسبت به رقبا افزایش یابد و به بالاترین حد خود برسد .

هر کالایی ممکن است از جهت یک یا چند صفت در بازار مشهور شود . برای نمونه ، زمانی که خودرویی در ذهن مصرف کنندگان به صورت خودروی محکم در نظر گرفته می شود ، این صفت ، موقعیت آن کالا را در بازار مشخص می کند .

اگر چه بازارها به دو صورت بازار کالا ، نوع کالایی که در بازار به فروش می رسد و بازار عوامل تولید ، بر حسب تولید کنندگان نیز می توانند تقسیم بندی شوند ، امّا به طور کلی بازارها به شکل بازار رقابت کامل ، رقابت ناقص ، رقابت انحصاری ، بازار بین المللی و بازارهای چند ملیتی تقسیم بندی می شوند .

بازار رقابتی کامل

در این گونه از بازار ، تعداد زیادی  از فروشندگان ، کالاهای مشابهی را به تعداد زیادی از خریداران عرضه می کند . از نظر اقتصادی هر گاه مبادله ای انجام می شود ، نوعی بازار ایجاد می شود . در بازار آنچه اهمیت دارد و پایه و اساسی برای ایجاد بازار است ، وجود عرضه و تقاضاست ؛ به طوری که آنها تعیین کنندۀ قیمت کالا به شمار می روند .

بازار الگوهای متفاوتی دارد که هرکدام در دو قطب کاملاً متمایز قرار می گیرند . قطب اول را بازار رقابت کامل و قطب دوم را بازار انحصار کامل می نامند . در واقع در این تقسیم بندی بازار رقابت کامل برای انواع کالاها ونهادها به کار می رود . فرضیات متعددی برای تحقق بازار رقابت کامل عنوان شده است که آنها را به طور اختصار شرح می دهیم .

یکی از این فرضیات وجود اطلاعات کامل در بازار است به طوری که خریداران و فروشندگان در مورد قیمت کالا ، کیفیت ، همگنی و متفاوت بودن کالا اطلاعات کامل را از بازار دریافت کنند . خریداران در مورد خرید و فروشندگان در مورد میزان فروش از این اطلاعات بازار استفاده کرده و آنها را در تصمیمات روزمرۀ خود به کار می برند . اگر برای خریداران و فروشندگان امکان دستیابی یه اطلاعات کامل از عملکرد بازار موجود نباشد در این حالت بازار رقابتی اعتبار خود را از دست خواهد داد . در ارتباط با تعداد خریداران و فروشندگان دو نوع فرضیه در بازار رقابت کامل مطرح شده است . یکی از آنها بی شمار بودن تعداد خریداران و فروشندگان است . فرضیۀ دیگر مربوط به ورود و خروج از بازار در بلندمدت است .

آخرین فرضیۀ عمده بازار رقابت کامل ، یکسان و مشابه بودن کالاها و نهاده های تولیدی است . بنابراین بازار رقابت کامل دارای مکانیسمی می باشد که آن را همیشه در شرایط پویا در بلندمدت نگه می دارد و نظام قیمت گذاری در بازار رقابت کامل به سهولت ، تعداد ورود وخروج عرضه کنندگان و خریداران را تنظیم می کند .

بازار در تحلیل های خرد معاصر ، نه بمنزلۀ محل اجتماع فروشندگان و خریداران جهت مبادله ، بلکه بمنزلۀ شبکۀ روابط بین مبادله کنندگان و نیز تمرکز سازمان یافتۀ عرضه وتقاضای مربوط به کالاها ، خدمات ، محصولات ، دارائی ها و عوامل تولید معین است .

به این تر تیب می توان بازارها را بر اساس کالاها و خدمات مخلف و نیز عوامل تولید و دارایی های مورد مبادله

و به تعداد آنها تقسیم کرد . بر این مبنا می توان به تر تیب : بازارهای محصولات را از بازارهای عوامل تولید ، مثل : بازار کار ، سرمایه ، زمین و نظیر آن تفکیک نمود .

همچنین بنیان بازارها رامی توان بر مبنای وحدت و درجات مختلف ، تعدد عامل های اصلی یعنی عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان و نیز کیفیت اطلاعات و شرایط در آنها مشخص کرد . بر این اساس بازارها یا کاملاً

رقابتی یا مطلقاً انحصاری و یا بین آن دو از نوع رقابتی  -انحصاری ناقص اند .

بازار رقابتی کامل

بازاری است که در آن عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان بیشمار به مبادله می پردازند . بطوری که تصمیم و عمل یکی یا تعداد معدودی از آنها نمی تواند سطح قیمت ها و عرضه وتقاضا را بطور محسوس تغییر داده و بنابراین شرایط و تعادل بازار را دچار اختلال نماید .

در این بازار از آزادی عمل کامل برخوردارند . بازارها فاقد هر گونه محدودیت قانونی و اجباری بوده ، مبادله کنندگان قیمت خرید وفروش و نیز میزان مبادله را خود آزادانه تعیین می کنند .

بازار انحصاری و رقابت ناقص

در اقتصاد جدید ، اصولاً ادغام و تمرکز جای تعدد و پراکندگی سابق را گرفته است . تولیدکنندگان ، منابع و امکانات خود را متمرکز ساخته و بجای تولید و توزیع محصول بصورت انفرادی و در چارچوب واحدهای کوچک و متعدد غالباً در هم ادغام شده و در قالب واحدهای بزرگ و معدود فعالیت می کنند .بازارهای انحصاری و رقابتی ناقص است که بازارهای متداول اقتصاد سرمایه داری معاصر را تشکیل می دهد .

 

1- تقسیم بندی بازارها بر چه اساس انجام می گیرد ؟

2- چه اختلافی بین بازار انحصاری و بازار رقابت کامل وجود دارد ؟

3- در بازار رقابت کامل عرضۀ بازار چگونه بدست می آید ؟

1-  بازارها را معمولاً بر اساس نوع کالا  و تعداد عرضه کنندگان وتقاضاکنندگان در بازار تقسیم بندی می کنند.

2-  بنگاه رقابتی ( بنگاهی که در بازار رقابت کامل فعالیت می کند ) نمی تواند از طریق سیاست های مربوط به مقدار تولید خود بر قیمت بازار اثر بگذارد . ضریب کشش تقاضا برای کالای بنگاه رقابتی بی نهایت است ولی برای انحصارگر محدود است .

3 – عرضۀ بازار از طریق جمع افقی منحنی های هزینۀ نهایی بنگاه های تولیدی بدست می آید که در درازمدت نقطۀ حداقل منحنی هزینۀ متوسط نقطۀ شروع آن و در کوتاه مدت نقطۀ حداقل منحنی هزینۀ متغیر متوسط نقطۀ آغاز آن است .

یک نوع دیگر تقسیم بندی که رقابت انحصاری و انحصار چندجانبه را شامل می شود به اختصار شرح می دهیم:

رقابت انحصاری مربوط به ساختاری از بازار می شود که در آن تعداد زیادی از بنگاه های کالا مرتبط به هم ( ولی نه مشابه یکدیگر ) را به فروش می رسانند . به عنوان مثال در این مورد می توان از مسکن های موجود برای سردرد نام برد . در هر حال وجود تعداد زیادی جانشین نزدیک به هم به طور جدی قدرت انحصاری وی را محدود کرده و موجب می شود منحنی تقاضایش دارای کشش بالاتری باشد .

انحصار چندجانبه

انحصار چندجانبه ، ساختاری از بازار است که در آن تعداد کمی فروشنده برای یک کالا وجود دارد . در نتیجه عمل هر فروشنده ای بر دقت  سایر فروشندگان اثر خواهد گذاشت .

 

طبقه بندی بازارهای مالی

طبقه بندی بازارهای مالی راه های بسیاری دارد . یک راه ، طبقه بندی برحسب حق مالی است ؛ مثل بازارهای

بدهی و بازارهای سهام . راه دیگر طبقه بندی برحسب سررسید حق مالی است . برای مثال ، بازاری برای ابزار بدهی کوتاه مدت وجود دارد که آن را» بازار پول « می نامند و بازار دیگری برای دارایی مالی با سررسید طولانی تر وجود دارد که آن را » بازار سرمایه « می خوانند .

بازارهای مالی یا بازار نقدی هستند یا بازار ابزار مشتقه . بازار را می توان بر اساس ساختار سازمانی آن نیز طبقه بندی کرد . بازار ممکن است بازار حراج باشد ، یا بازار خارج از بورس یا بازار از طریق واسطه .مهمترین کارکرد بازارهای مالی شامل بازارهای پول ، سرمایه و بیمه است .

در نگاه کلی ، بازار پول و بازار سرمایه را از جنبه های زیر می توان متفاوت از یکدیگر شمرد :

الف – در بازار پول درجه ریسک پایینتر است .

ب – در بازار پول درجۀ نقدینگی بالاتر است .

پ – بازده متناسب با ریسک در بازار پول کمتر از بازار سرمایه است .

ث – برخلاف بازار سرمایه ، بازار پول مکان معینی ندارد .

بازار سرمایه بعنون زیر مجموعه ای از بازارهای مالی تلقی می گردد . بازارهای سرمایه ای اصولاً  به دو بخش اساسی تقسیم می گردند : بازار اولیه و بازار ثانویه .

ارکان اساسی بازارهای سرمایه بر دو بخش استوار است : بخش بانکی و بازارهای اوراق بهادار . بازارهای اوراق بهادار در مقایسه با بخش بانکی با سهولت بیشتری می توانند منابع مالی را به واحدهای مورد نیاز اختصاص دهند.

این دو بخش از بازارهای سرمایه نه به عنوان  رقیب ، بلکه در واقع مکمل یکدیگر در جهت تأمین نیازهای مالی

بنگاه های تولیدی عمل می کنند و لیکن از آنجایی که بازار اوراق بهادار در چهارچوب مکانیزم بازار عمل می کند می تواند در امر تخصیص بهینه منابع مالی از سیستم بانکی کاراتر باشد .

مدل اصلی بازار  

پدیده ای به نام صنعت متوسط یا نمونه وجود ندارد . بررسی مشروح وضعیت بنگاه های اقتصادی نشان می دهد که مقدار بسیاری از اقسام بازار وجود دارد هیچ دو وضعیتی به طور کامل شبیه هم نمی باشند . گاه یک تولید کننده و گاه هزاران تولیدکننده ، هر یک بخش کوچکی از کالاهای ارائه شده در بازار تولید می کنند و در داخل این طیف انواع و اقسام اشکال بازار وجود دارد .

چند نمونه از تقسیم بندی بازار را توضیح می دهیم :

رقابت کامل

بازار رقابت کامل دارای چند ویژگی است که آن را از سایر بازارها متمایز می سازد :

1- یکی از مهم ترین ویژگی های این بازار وجود تعداد بسیاری از فروشندگان مستقل از یکدیگر می باشد.

2- بنگاه هایی که در یک بازار رقابت کامل فعالیت می کنند همگی کالای همگنی را تولید می نمایند .

3- در بازار رقابت کامل یک بنگاه اقتصادی به تنهایی نمی تواند کنترل قابل ملاحظه ای روی قیمت کالا داشته باشد .

4- در بازار رقابت کامل ، بنگاه های اقتصادی جدید ، می توانند به آزادی وارد بازار شده و آنان که در بازار هستند به آزادی می توانند بازار را ترک کنند . هیچ محدودیت قانونی ، فنی ، مالی و غیره برای ورود بنگاه های جدید به بازار وجود ندارد .

انحصار کامل

بازار انحصار کامل دارای ویژگی های زیر می باشد :

1- در بازار انحصار کامل ، صنعت تنها از یک بنگاه اقتصادی تشکیل شده است .

2- برای کالایی که بنگاه اقتصادی انحصار گر تولید می کند جایگزینی مناسب وجود ندارد .

3- اشاره کردیم که بنگاه اقتصادی که در حالت رقابت کامل عمل می کند نمی تواند اثری بر قیمت کالا بگذارد  زیرا بنگاه درصد ناچیزی از کل تولید صنعت را تولید می کند .

4- در این بازار انحصار به خاطر وجود محدودیت ورود به بازار به وجود می آید این محدودیت های فنی ، قانونی یا سایر محدودیت هاست که نمی گذارد رقبای جدید وارد صنعت گردند .

رقابت انحصاری

بازار رقابت انحصاری و صنعتی را که مابین بازار رقابت کامل و انحصار کامل قرار دارد توصیف می کند و تقریباً دارای ویژگی های دو بازار مذکور می باشد امّا بیشتر به بازار رقابت کامل نزدیک تر است :

1- مانند بازار رقابت کامل ، بازار رقابت انحصاری شامل تعداد قابل ملاحظه ای از خریدارانی است که به طور مستقل عمل می کنند . در این بازار ممکن است در حدود ∘3  ، ∘4 یا ∘ ∘ 1 بنگاه وجود داشته باشد.

2- برخلاف وضعیت در بازار رقابت کامل که در آن کالاها همگن می باشند ، تفاوت یا تمایز بین کالاهای تولیدشده به وسیلۀ بنگاهها یکی از ویژگی های مهم بازار رقابت انحصاری می باشد.

3- تولیدکنندگانی که در بازار رقابت انحصاری عمل می کنند ،میزان محدودی کنترل بر قیمت کالا دارند. میزان کنترل به میزان تمایز محصولات با یکدیگر و تعداد و نزدیکی رقبا بستگی دارد .

4-  ورود به بازاری که در آن رقابت انحصاری وجود دارد نسبتاً ساده است . علت ، غیر همگن بودن کالاهاست .

5-  به خاطر غیرهمگن بودن کالاها ، ویژگی صنایعی که در آنهاوضعیت رقابت انحصاری وجود دارد ، رقابت شدید با استفاده از ابزاری غیر از قیمت می باشد .

الیگو پولی

این بازار الیگو پولی دارای ویژگی های زیر می باشد :

1-  مهمترین ویژگی آن تعداد اندک بنگاه ها در صنعت می باشد .

2-  بنگاه هایی که در بازار الیگو پولیستی فعالیت می کنند ، ممکن است کالاهای همگنی تولید کرده یا کالاهای متمایز از یکدیگر تولید نمایند . غالباً بنگاه هایی که تولیدکنندۀ مواد خام یا محصولات نیمه ساخته هستند ، کالاهای همگن به بازار عرضه می کنند .

3- کنترل هر بنگاهی که در بازار الیگو پولیستی فعالیت می کند بر قیمت محصول خود تابعی از وابستگی متقابل بنگاه های موجود در صنعت به یکدیگر می باشد .

4- اشکالات موجود در ورود به صنعت نیز یکی از ویژگی های الیگو پولی  است .

5- این بنگاه ها در این بازار ، مقدار قابل ملاحظه ای از منابع خود را صرف تبلیغات می نمایند .

ساخت بازار از نظر خریدار  

چهار ساخت اصلی بازار که بر حسب تولیدکننده یا فروشنده طبقه بندی می شود ، از نقطه نظر مصرف کننده و تقاضا نیز بازار می تواند ساختهای متفاوتی داشته باشد . برای مثال ، اگر تعداد خریداران بسیار زیاد باشد بازار رقابت کامل است . وقتی یک خریدار وجود دارد در بازار الیگو پولی خرید وجود دارد . رقابت انحصاری خریدار  نیز معرف بازاری است که تعداد خریداران نسبتاً زیاد است .

 منبع : http://tk2pnu.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 15:26 توسط علیرضا احمدی |

تحقيقات بازاريابي (Marketing Research)

در شرايطي كه توليد و عرضه كالا و خدمات به عنوان مبنا و ميزاني جهت سنجش توسعه‌يافتگي اقتصادي كشورها قلمداد مي‌شود، عنصري كه پايداري اين روند را تضمين كند نقشي مهم و حياتي ايفا مي‌كند. اين عنصر بدون شك مصرف‌كننده است كه حق انتخاب دارد. لذا گزينه‌هايي كه جهت انتخاب در پيش روي اوست و براساس آنها يكي را بر ديگري مقدم مي‌دارد بسيار اساسي و تعيين كننده است. بايد اين موارد را شناخت، تحليل كرد و توليد را برپايه آنها بنياد نهاد.

بازاريابي محصولات و خدمات، عامل ماندگاري و بالندگي مؤسسات و بنگاه‌هاي اقتصادي است، بدين جهت اين امر از اهميتي ويژه برخوردار بوده و در چرخه توليد تا مصرف نقطه‌اي كليدي تلقي مي‌گردد. حال اگر اين فرايند با پشتوانه تحقيقات بازار كه خود مي‌توند بخشي از علم بازاريابي باشد، همراه گردد قطعاً اثربخشي بيشتري خواهد داشت.

در بازاريابي، اطلاعات صرفاً به عنوان مبنايي براي اتخاذ تصميمات بهتر نيست. بلكه يك دارايي ارزشمند است كه از نظر استراتژيك مي‌تواند مزاياي رقابتي به بار آورد.

راسبي گازير

تحقيقات بازاريابي چيست ؟

تحقيق عبارت است از بررسي كامل موضوع به گونه‌اي منظم و منسجم و بر اساس روشهاي عيني، به منظور كسب اطلاعات يا كشف اصول وابسته به آن. با توجه به اين تعريف، تحقيقات بازاريابي عبارت است از روش عيني، منظم و منسجم كه از طريق آن اطلاعات لازم و مناسب براي تصميم‌گيري مدير بازاريابي فراهم مي‌آيد.

حوزه كاربرد تحقيقات بازاريابي و مزاياي حاصل از انجام تحقيقات بازاريابي

يكي از مواردي كه موجبات تصميمات سازنده و درست مديران بازاريابي را فراهم مي‌آورد تحقيقات بازاريابي است. بهره‌برداري‌هاي مختلفي از تحقيقات بازاريابي به عمل مي‌آيد كه از جمله اين موارد عبارتند از:

•     تحقيقات بازاريابي نخستين گام در راه شناختن خريداران است و در نتيجه زيربناي مديريت سازمان‌هايي است كه برنامه كار خود را با توجه به نيازها و خواسته‌هاي مشتريان تنظيم مي‌كند.

•     از تحقيقات بازاريابي در تعيين سياستهاي بازاريابي استفاده مي‌شود و به اين ترتيب از عوامل قابل كنترل و خارج از كنترل بازار به بهترين صورت استفاده مي‌شود.

•         تحقيقات بازاريابي با كشف بازارهاي جديد، موارد استفاده از محصولات و خدمات پيشين را گسترش مي دهد.

•     تحقيقات بازاريابي باعث حذف تصميماتي مي‌شود كه بر اطلاعات نادرست و يا حدسيات استوار است و از آنجا كه معمولاً پس از تصميم‌گيري‌هاي مهم تجاري، امكان بازگشت وجود ندارد، از سرمايه‌گذاري‌هاي سنگين در بخشهاي غير ضروري جلوگيري مي‌شود.

•         تحقيقات بازاريابي موجب كاهش هزينه‌ها مي‌شود.

•         تحقيقات بازاريابي تاثير فعاليت‌هاي تبليغاتي را زياد كرده، موجب افزايش فروش مي‌شود.

نقش تحقيقات بازاريابي برقراري پيوند بين مشتري يا مصرف‌كننده و سازمان از طريق اطلاعات است. تحقيقات بازاريابي را به طور كلي مي‌توان به گروه‌هاي زير تقسيم نمود:

الف) تحقيقات درباره بازار
- بررسي سهم بازار يك محصول يا شركت در مقايسه با رقبا
- بررسي چگونگي بخش‌بندي بازار
- بررسي كانالهاي توزيع در مقايسه با رقبا
- امكان‌سنجي ورود محصول جديد به بازار


ب) تحقيقات درباره مشتري و مصرف‌كننده
- بررسي ويژگي‌هاي جمعيتي مشتريان محصول
- بررسي الگوي خريد مشتريان
- بررسي الگوي مصرف مشتريان
- بررسي ميزان وفاداري مشتريان به مارك تجاري
- بررسي ميزان رضايت مشتريان از محصول
- بررسي نيازها، خواسته‌ها و انتظارات مشتريان از محصول
- بررسي ويژگيهاي بازار هدف در فرايند تصميم‏گيري خريد

ج) تحقيقات درباره محصول
- بررسي ويژگي‌هاي محصول در مقايسه با رقبا
- بررسي جايگاه شركت در بازار هدف (شناخت، عملكرد، نگرش، رضايت)
- بررسي جايگاه محصولات يك شركت در بازار هدف از نظر محصول، قيمت،توزيع و پيشبرد فروش
- پيش‌آزمون محصول جهت دستيابي به سليقه مصرف‌كنندگان
- بررسي شاخص‌هاي محصول شامل سهم بازار، سهم در اذهان ، نفوذ در مخاطبان، ترجيح محصول
- بررسي بسته‌بندي محصول


مراحل كلي انجام تحقيقات بازاريابي

1.     تنظيم مساله

يكي از مهمترين فعاليت‌هاي پژوهشگر بازاريابي، تعريف مساله مورد نظر است. بخشي از فرايند تعريف، شامل تعيين هدفهاي خاص پروژه تحقيقي مي‌شود.هر پروژه مي‌بايست يك يا چند هدف داشته باشد و تا اين اهداف به طور دقيق مشخص نشوند، نمي‌توان به مرحله بعد رفت.

2.     تعيين طرح تحقيق

طرح تحقيق و منابع اطلاعاتي با هم ارتباط تنگاتنگي داشته، به ميزان شناخت ما از مساله بستگي دارند. اگر ميزان شناخت ما از پديده مورد تحقيق نسبتاً كم باشد، تحقيق جنبه اكتشافي خواهد داشت و در صورت شناخت دقيق مساله، پژوهش جنبه توصيفي يا علي مي‌يابد.

3.     تعيين روش گردآوري اطلاعات

اگر اطلاعات موجود به راحتي در دسترس نبوده و يا براي مساله موجود نامناسب باشد، بايد در تحقيق به داده‌هاي اوليه و اصلي كه به طور خاص براي مطالعه مورد نظر گردآوري مي‌شوند، تكيه كرد. در غير اينصورت مي‌توان از اطلاعات ثانويه كه پيشتر به دلايلي جز مورد كنوني گردآوري شده، استفاده كرد.

4.     طراحي فرمهاي گردآوري اطلاعات

زماني كه روش گردآوري اطلاعات مشخص شد، بايد درباره نوع مشاهده يا پرسشنامه‌اي كه نيازهاي پروژه را بهتر برآورد مي‌كند تصميم‌گيري نمود.

5.     نمونه گيري

در اين مرحله پژوهشگر بايد تصميم بگيرد كه به چه گروهي براي مصاحبه مراجعه و يا براي چه كساني پرسشنامه ارسال كند. در نمونه‌گيري مي‌بايست به موارد زير توجه شود:

à        چارچوب نمونه گيري

à        انتخاب نمونه

à        اندازه نمونه

6.     گردآوري اطلاعات

اين مرحله مستلزم بررسي‌هاي ميداني است. روشهاي بررسي ميداني عمدتاً از طريق روش گردآوري اطلاعات، نوع اطلاعات و روش نمونه‌گيري مشخص مي‌شود.

7.     پردازش داده‌ها

در اين مرحله براي اطمينان از كامل و به هم پيوسته بودن فرمهاي گردآوري اطلاعات و اجراي درست دستورها و آموزشها، فرمها بايد به دقت تصحيح و تنظيم شوند.

8.      تجزيه و تحليل و تفسير اطلاعات

در اين مرحله نتايج بدست آمده در ارتباط با مساله مورد نظر تفسير مي‌شود. در تجزيه و تحليل داده‌ها از جداول و نمودار نيز استفاده مي‌شود.

9.     تهيه گزارش تحقيق

نتايج تحقيق معمولاً به صورت گزارش كتبي يا شفاهي به مديران ارائه مي‌شود. يافته‌هاي تحقيق بايد بطور ساده و در خصوص نيازهاي اطلاعاتي مربوط به موقعيت تصميم‌گيري ارائه شود.

انواع تحقيقات بازاريابي

-         تحقيقات كمي

در تحقيقات كمي از روش‌هايي استفاده مي‌شود كه بتوان نتايج را اندازه‌گيري كرد. اين روش‌ها بر پايه تحقيقات پيمايشي قرار دارد كه اغلب از نمونه‌هايي بيش از 100 نفر استفاده مي‌شود. ولي پژوهشگران بر اين باور نيستند كه بايد فقط از روش كمي استفاده كرد. اغلب پژوهشگران بر اين باورند كه بايد نخست با استفاده از روش‌هاي كيفي از ديدگاه و نظرات افراد آگاه شده و سپس درصدد ارائه اعداد و ارقام برآمد. بنابراين شايد بهترين راه اين باشد كه از تركيبي از روشهاي كيفي و كمي استفاده نمود.

-         تحقيقات كيفي

در برخي از تحقيقات، پژوهشگران مي‌خواهند نه تنها درباره آنچه رخ مي‌دهد بلكه درباره علت و شيوه رخ دادن آن دركي عميق پيدا كنند. تحقيقات كيفي عمدتاً به دنبال چرايي موضوع تحقيق است و اقدامي در جهت اندازه‌گيري پاسخ‌ها بعمل نمي‌آورد. تحقيق كيفي مي‌تواند داده‌هاي پربار و غني ارائه نمايد و از اين طريق پژوهشگر مي‌تواند به نوع نگرش، رفتار ، نيازها و انگيزه‌هاي آزمودني‌ها پي ببرد.  در تحقيقات كيفي عمدتاً از روشهاي مصاحبه آزاد و بحث گروهي  استفاده مي‌شود.

مقايسه تحقيقات كمي و كيفي

تحقيقات كيفي ديد بهتري از مسئله ايجاد مي‌كند، درحالي كه تحقيقات كمي به دنبال كمي كردن داده‌ها و تجزيه و تحليل‌هاي آماري است. هرگاه موضوع جديدي در تحقيقات بازار مطرح مي‌شود، تحقيقات كيفي به همراه تحقيقات كمي مناسب شروع مي‌شود. گاهي اوقات، تحقيقات كيفي به منظور توضيح يافته‌هاي پژوهش‌هاي كمي بكار مي‌رود. به كار بردن نتايج حاصل از تحقيقات كيفي به عنوان تحقيق قطعي و براي گسترش نتايج به كل جامعه مورد نظر، كاربردي غلط است. بهتر است كه اين دو نوع تحقيق به عنوان مكمل يكديگر به كار گرفته شوند و نه به منزله رقيب يكديگر. در جدل زير به مقايسه تحقيقات كمي و كيفي از حيث موارد مختلف پرداخته شده است.

مقايسه تحقيقات كمي و تحقيقات كيفي

  معيار مقايسه

تحقيقات كمي

تحقيقات كيفي

هدف

كمي كردن داده‌ها و توسعه نتايج حاصل از نمونه به كل جامعه مورد بررسي

به دست آوردن درك بيشتر در مورد دلايل و انگيزه‌ها

نمونه

بزرگ، نماينده جامعه است.

كوچك نماينده جامعه نيست.

جمع‌آوري داده‌ها

ساختار يافته

ساختار نيافته

تجزيه و تحليل داده‌ها

آماري

غير آماري

نتيجه

توسعه براي عمل

بهبود فهم اوليه از موضوع

در چه مواقعي تحقيقات بازاريابي مي‌تواند مفيد و راهگشا باشد ؟

1.     هنگامي كه اطلاعات لازم براي تصميم‌گيري بازاريابي وجود ندارد.

2.     زماني كه چند راه مختلف موجود است و نمي دانيم كداميك را انتخاب كنيم.

3.     وقتي كه درون سازمان بر سر مسائلي از قبيل سياست سازمان، اهداف و راهبردهاي آن تضاد و كشمكش وجود دارد.

4.     هنگامي كه عوارض مشكلي مشاهده مي‌شود، نظير كاهش سهم بازار يا ضعيف شدن نحوه توزيع.

5.     وقتي به كار تازه اي دست مي زنيم، نظير عرضه محصولي جديد، تغيير قيمت، ايجاد شبكه توزيع جديد، تغيير بسته‌بندي يا تقسيم بازار فروش.

 انتخاب تيم تحقيقات بازاريابي

سازمان‌ها و مؤسسات براي تصميم‌گيري در خصوص انجام يك پروژه در داخل سازمان خود و يا برون‌سپاري آن مي‌بايست مواردي را در نظر گيرند. در زير برخي شرايط كه در آن برون‌سپاري تحقيقات بازاريابي توصيه شده، آمده است:

à        در صورتيكه پروژه گستره وسيعي داشته باشد.(تعداد نمونه‌ها زياد باشد يا مي‌بايست در چند منطقه يا ناحيه انجام گردد.)

à        نبود متخصصين لازم براي انجام پروژه يا كمبود وقت آنان.

à        در بسياري از موارد به منظور اجتناب از انحراف در تحليل نتايج، استفاده از متخصصين بيروني توصيه مي‌شود.

براي همكاري موفقيت‌آميز بين مؤسسه تحقيقاتي و استفاده كننده از تحقيقات، هر دو طرف مي‌بايست همچون افراد حرفه‌اي رفتار كرده و براي رسيدن به اهداف مورد نظر برنامه‌ريزي نموده و مشكلات احتمالي را حل كنند. در زير موقعيت‌هايي كه مشتري به واسطه آنها مي‌تواند سبب به وجودآمدن مشكلاتي در تحقيق شود، آمده است:

-         مخفي نگه داشتن مشكلات و مسائل و اهداف اصلي تحقيق از شركت تحقيقاتي

-         تلاش براي كاهش هزينه‌ها با طفره رفتن از مسائل پيش‌بيني شده و كامل شرح ندادن آنها

-          تغيير مكرر پرسشنامه و وارد كردن دست كم يك تغيير پس از شروع مصاحبه

-    به تعويق انداختن مرحله جمع‌آوري اطلاعات و لغو و شروع مجدد پروژه و اصرار در رسيدن به گزارش نهايي در همان مدت زمان تعيين شده قبلي

-          تغيير شفاهي طرح بدون تائيد كتبي آن

-    تقاضا براي انجام دادن همه امور تنظيم شده بدون توجه به آنكه آيا همه آنها به هدف مطالعه مربوط مي شود يا نه

-         خودداري از پرداخت به موقع بودجه تحقيق

منبع: شماره 169 ماهنامه تدبير- بخش كلينيك بازاريابي و تبليغات - امير بختائی و شادي گلچين‌فر

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 15:10 توسط علیرضا احمدی |

تحقيقات بازاريابي
 
مديران براي معرفي محصولات و خدمات به مشتريان نياز به اطلاعاتي دارند تا به کمک آن بتوانند ارزشي را که در ذهن مشتريان است، ايجاد کنند. اما درک ارزش، يک مسئله ذهني است و ممکن است آنچه که امسال براي مشتري ارزش محسوب مي‌شود سال آينده ارزش نباشد. از طرفي صفات و ويژگي‌هايي که در ذهن مشتري ايجاد ارزش مي‌کنند را نمي‌توان به راحتي و با استفاده از دانش عمومي استنباط کرد. بنابراين ضروري ست داده‌هايي جمع‌آوري و مورد تحليل قرار گيرند. هدف تحقيقات بازاريابي آن است که واقعيت‌ها و سمت و سويي را در اختيار مديران قرار دهد تا به واسطه آن بتوانند تصميمات درست و سرنوشت‌سازي در خصوص بازار اتخاذ كنند.
تحقيقات بازاريابي در مقابل تحقيقات بازار
تحقيقات بازار به طور اخص با جمع‌آوري اطلاعات درباره اندازه و روند بازار سر و کار دارد. تحقيقات بازاريابي سطح گسترده‌تري از فعاليت‌ها را دربر مي‌گيرد حال آنکه ممکن است تحقيقات بازار را هم شامل بشود. تحقيقات بازاريابي فرايند نظام‌مند عمومي‌تري است که مي‌تواند براي مشکلات گوناگون بازاريابي بکار گرفته شود.
ارزش اطلاعات
به‌طور کلي ارزش اطلاعات با توجه به موارد زير تعيين مي‌شود:
• توانايي و ميل به واقعيت در اطلاعات
• صحت و دقت اطلاعات
• سطح ترديدي که بدون اطلاعات وجود خواهد داشت
• ميزان تغييرات در نتايج ممکن
• عکس‌العمل رقبا به هر تصميمي که بواسطه اطلاعات بهبود داده شده است
• هزينه اطلاعات بر حسب زمان و پول
فرايند تحقيقات بازاريابي
بطور كلي تحقيقات بازاريابي شامل مراحل زير است:
• تعريف مسئله
• تعيين طرح تحقيق
• مشخص نمودن نوع و منبع داده
• طراحي فرم‌ها و پرسشنامه‌هاي جمع‌آوري داده
• مشخص کردن برنامه و اندازه نمونه‌گيري
• جمع‌آوري داده
• تفسير و تحليل داده
• تهيه گزارش تحقيق
تعريف مسئله:
مسئله‌اي که مديريت با آن مواجه است مي‌بايست بوسيله سوالاتي که تعريف‌کننده اطلاعات مورد نياز براي تصميم‌گيري و چگونگي بدست آوردن اين اطلاعات است، به مسئله تحقيقات بازار تبديل شود. به اين ترتيب مسئله تصميم به مسئله تحقيق تبديل مي‌شود. به‌عنوان مثال يک مسئله تصميم ممکن است اين باشد که چه محصول جديدي را مي‌توان وارد بازار کرد اما مسئله تحقيق اين است كه چه محصول جديدي توسط بازار پذيرفته خواهد شد.
طرح تحقيق:
تحقيقات بازاريابي به يکي از سه دسته زير طبقه بندي مي‌شود:
• تحقيقات اکتشافي
• تحقيقات توصيفي
• تحقيقات علت و معلولي (Casual)
* تحقيقات اکتشافي با هدف فرموله کردن مسائل بسيار دقيق، روشن کردن مفاهيم، گردآوري تعاريف، کسب بينش، حذف ايده‌ها و افکار غير علمي و شکل دادن فرضيه انجام مي‌شود. تحقيقات اکتشافي مي‌تواند با استفاده از تحقيق در ادبيات، مصاحبه با افراد معيني در رابطه با تجربياتشان، گروه‌هاي متمرکز و مطالعات موردي انجام شود. افراد محقق در مطالعات تحقيقات اکتشافي سعي در به دست آوردن يك نمونه‌آماري ندارند، بلکه بيشتر به دنبال مصاحبه با افراد مطلعي هستند که قادر به فراهم کردن بينشي در زمينه روابط بين متغيرها باشند. مطالعات موردي نيز مي‌تواند وضعيت هاي‌مقايسه‌اي و يا بهينه‌کاوي در برابر سازمان‌هايي که به عنوان سازمان‌هاي عالي شناخته شده‌اند ايجاد کند. تحقيقات اکتشافي مي‌تواند باعث توسعه فرضيات شود اما نمي‌تواند آنها را مورد آزمون قرار دهد. تحقيقات اکتشافي به واسطه انعطاف پذيري‌اش مورد توصيف قرار مي‌گيرد.
* تحقيقات توصيفي سخت‌تر از تحقيقات اکتشافي است و به دنبال توصيف کردن استفاده‌کنندگان از محصول، تعيين سهم جمعيتي که از آن محصول استفاده مي‌کنند و پيش بيني تقاضاي آينده محصول است. در تحقيقات توصيفي بر خلاف تحقيقات اکتشافي بايد پيش از آغاز جمع‌آوري داده به تعريف سوالات، افراد بررسي شده و روش تحليل پرداخته شود. به عبارت ديگر مي‌بايست جنبه‌هايي از تحقيق همچون چه کسي، چه چيزي، کجا، کي، چرا و چگونه تعريف شود. اين قبيل تمهيدات فرصتي را ايجاد مي‌کند تا قبل از آغاز فرايند پر هزينه جمع‌آوري داده، تغييرات مورد نياز را اعمال کرد.

تحقيقات توصيفي به دو نوع اصلي تقسيم مي‌شوند:
مطالعات طولي و مطالعات برش عرضي. مطالعات طولي سري‌هاي زماني هستند که اندازه گيري‌هاي مکرري را بر روي افراد يکساني انجام مي‌دهد که بدين وسيله فرصت پايش رفتاري همچون تغيير مصرف از يک نام به نام تجاري ديگر را فراهم مي‌سازد. مطالعات برش عرضي نمونه‌اي از جمعيت را براي اندازه‌گيري در نقطه زماني خاصي بکار مي‌گيرد.
* تحقيقات علت و معلولي به دنبال يافتن علت و معلول ارتباطات بين متغيرهاست و اين کار را به وسيله آزمون‌هاي ميداني و آزمايشگاهي انجام مي‌دهد.
منابع و انواع داده‌ها
1- داده‌هاي فرعي

داده‌هاي فرعي ممکن است مربوط به داخل شرکت باشند، همچون درآمدهاي فروش و کارت‌هاي ضمانت، و يا آنکه مربوط به خارج از شرکت باشند همچون داده‌هاي منتشر شده و يا داده‌هاي تجاري موجود. همچنين سرشماري انجام شده توسط دولت نيز، منبع با ارزشي از داده‌هاي فرعي را در دسترس قرار مي‌دهد.
داده‌هاي فرعي مزايايي همچون صرفه‌جويي در زمان و کاهش هزينه‌هاي جمع‌آوري داده، و معايبي همچون عدم انطباق کامل داده‌ها با مسئله را به همراه دارد.
برخي داده‌هاي فرعي توسط سازمان‌هايي غيراز منبع اصلي مورد انتشار مجدد قرار مي‌گيرد، اما از آنجاکه ممکن است خطاهايي در آنها رخ دهد و يا آنکه تعاريف مهمي در چاپ مجدد از قلم بيفتد، بهتر است مورد استفاده قرار نگيرد. بنابراين ضروريست که داده‌هاي فرعي را مستقيما از منبع خودشان بدست آورد.


برخي از معيارهاي ارزيابي داده‌هاي فرعي عبارتند از:
• آيا داده در مطالعه تحقيق مفيد است؟
• خطاها و صحت و دقت : آيا داده‌ها مورد اعتمادند و قابل بررسي و مقايسه هستند؟
• وجود bias در داده‌ها
• مشخصات و متدولوژي‌هاي مورد استفاده همچون روش جمع‌آوري داده، نرخ پاسخگويي کيفيت و تحليل داده‌ها، اندازه نمونه و تکنيک‌هاي‌ نمونه‌گيري و طراحي پرسشنامه
• هدف جمع‌آوري داده‌هاي اصلي
• طبيعت داده همچون تعريف متغيرها، واحدهاي اندازه‌گيري، دسته‌بندي‌هاي مورد استفاده و روابط مورد آزمون قرار گرفته


2- داده‌هاي اصلي

انواع متداول داده‌هاي اصلي عبارتند از:
• مشخصه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و جمعيتي
• مشخصه‌هاي روان‌شناختي و سبک زندگي
• نگرش‌ها و عقايد
• آگاهي و دانش
• قصد و منظور : به عنوان مثال قصد خريد.
• رفتار
• انگيزه : يک شخص با انگيزه رفتارهاي باثبات‌تري را نسبت به ديگران از خود نمايان مي‌سازد، بنابراين مي‌توان گفت، انگيزه پيش‌بيني‌کننده خوبي از رفتارهاي آينده شخص است.

داده‌هاي اصلي را مي‌توان از طريق مراوده (ارتباط) و يا مشاهده بدست آورد. مراوده از طريق برقراري ارتباط کتبي و يا شفاهي پاسخگر با پاسخ‌دهنده مي‌باشد. اين روش روان و تطبيق‌پذير (versatile) است زيرا نياز است که يک نفر پرسش‌هايي را در خصوص اطلاعات مورد نياز مطرح نمايد، اگرچه که ممکن است پاسخ‌ها دقيق نباشند. اين روش معمولا سريع‌تر و ارزان‌تر از روش مشاهده مي‌باشد.

مشاهده عبارتست از ثبت وقايعي که توسط اشخاص و يا وسايل الکترونيک و يا مکانيکي انجام مي‌پذيرد. مشاهده، رواني و تطبيق‌پذيري کمتري نسبت به روش نخست (مراوده) دارد زيرا که برخي ويژگي‌هاي همچون حالات، اطلاعات، دانش و انگيزه‌هاي شخص به را حتي قابل مشاهده نمي‌باشند.

طراحي پرسشنامه
پرسشنامه ابزار بسيار مهمي جهت جمع‌آوري داده‌هاي اصلي مي‌باشد و چنانچه پرسشنامه داراي ساختار ضعيفي باشد و به درستي طراحي نشود منجر به بروز خطاهاي بزرگ و کسب داده‌هاي غير معتبر مي‌شود.

مقياس‌هاي اندازه‌گيري
ويژگي‌ها را مي‌توان بر اساس مقياس‌هاي اسمي، رتبه‌اي، فاصله‌اي و نسبي اندازه‌گيري کرد:
اسمي:در مقياس اسمي علائم بزرگ‌تر و کوچک‌تر و روابط رياضي معني ندارد و بيشتر جهت شمارش بکارمي‌رود. (مثال: زن و مرد)
رتبه‌اي: مقياس رتبه‌اي براي رتبه‌بندي مورد استفاده قرار مي‌گيرند و فاصله بين اعداد مدنظر نمي‌باشد. در اين مقياس علائم بزرگ‌تر و کوچک‌تر قابل قبول، اما انجام عمليات رياضي در شرايطي معتبر است که فاصله بين رتبه‌ها برابر باشد. (مثال: خيلي زياد، زياد، متوسط و ...)
فاصله‌اي: مقياس فاصله‌اي، فاصله مساوي بين اعداد را حفظ مي‌کند. از اين مقياس مي‌توان براي رتبه‌بندي و اندازه‌گيري فاصله بين دو عدد استفاده کرد. (مثال: مقياس درجه حرارات)

منبع
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 12:4 توسط علیرضا احمدی |

تحقیق و تحلیل بازار    

در این قسمت باید راجع به موارد زیر در برنامه کسب و کار خود مطالبی را شرح دهید:

۱- مشتریان
۳- اندازه بازار و روندهای آن
۳- تخمین سهم بازار و فروش
۴- ارزیابی آینده بازار
۵- رقابت، حساسیت‌ها و خطرها

مشتریان

در برنامه کسب و کار خود مشخص کنید، مشتریان شما چه کسانی هستند؟ چه کسانی از محصولات و خدماتتان استفاده می‌کنند؟ رابطه بین مصرف‌کننده و خریدار اصلی را ذکر کنید. مشتریان با خرید محصول شما چه مزایایی به دست می‌آورند؟ چرا این بازار به محصول/ خدمت شما نیاز دارد؟ این بازار تا چه مدت به محصول / خدمت شما نیاز دارد؟ اگر محصول / خدمت شما مطابق نیازهای روز باشد، آیا فنّاوری جدیدی خلق می‌شود و یا متوقف می‌شود؟

ویژگی‌های نمونه‌ای از خریدارانتان، از قبیل سن، موقعیت، میانگین درآمد، جنسیت، سبک زندگی، شغل آن‌ها و دیگر اطّلاعات مهم را مشخص کنید. اولویت‌های خریداران را در انتخاب نوع خرده‌فروشی نیز تعیین کنید.

مشخص کنید چه ویژگی منحصر به فردی در محصولات شما وجود دارد که مشتریان شما آن را به محصولات رقبایتان ترجیح خواهند داد؟ ویژگی‌های متمایز کننده ممکن است از نظر کیفیت، تنوع، زیبایی، خدمات پس از فروش، قیمت یا مواردی از این قبیل باشد که شما باید حتماً در طرح خود این ویژگی یا ویژگی‌های ممتاز را ذکر کنید.

اندازه بازار و روندهای آن

اندازه بازار را مشخص کنید و نشان دهید در برآورد اندازه بازار تا چه حد به عواملی از قبیل علاقه‌مندی مشتریان به محصولات/ خدمات شما، سطح درآمد آن‌ها و نحوه دسترسی‌شان به محصولات/ خدمات خود توجه کرده‌اید؟ مشخص کنید حیطه بازار شما تا چه حد باید باشد تا عملیات کسب‌ و کار شما پایدارتر باشد.

تخمین‌ها و برآوردهای رشد را با استفاده از عواملی همچون روند صنعت، تاثیر فنّاوری‌های جدید، روندهای اقتصادی اجتماعی، سیاست‌های دولت، تغییرات جمعیتی و نیازهای مشتریان بررسی و ارزیابی نمایید. منابع و فرضیات به کار رفته را به وضوح و با شفافیت بیان کنید و سعی کنید در برآوردها واقع‌گرا باشید.

تخمین سهم بازار و فروش

در طرح خود تقاضای محصول را در نظر بگیرید. یعنی مشخص کنید چقدر برای محصول شما در بازار تقاضا وجود دارد؟ از کدامیک از روش‌های برآورد بازار استفاده کرده‌اید؟ (ذکر نمایید.) از چه منابعی برای تعیین تقاضای بازار استفاده کرده‌اید و به چه دلیل این منابع را به کار گرفته‌اید، روند تغییرات تقاضا را مشخص کنید.

در مورد حجم فروش محصول / خدمت خود نیز باید مطالبی را مشخص کنید. حجم و ارزش احتمالی محصولی که شما می‌خواهید بفروشید چقدر است؟ پاسخ شما مشخص می‌کند که چگونه باید آن را توزیع کنید و بفروشید.

ارزیابی آینده بازار

در آینده چه سهمی از بازار را به دست خواهید آورد؟ در تعیین اندازه بازار در آینده و یا سهمی که به طور بالقوه انتظار به دست آوردن آن را دارید مبالغه نکنید، در غیر این صورت اعتبار برنامه کسب و کارشما زیر سؤال خواهد رفت.

رقابت، حساسیت‌ها و خطرها

در نهایت در قسمت تحقیق و تحلیل در مورد بازار، راجع به رقابت‌ها و خطرات احتمالی که ممکن است از جانب آن‌ها به شما برسد نیز اطّلاعاتی را در طرح خود ارائه دهید.

زمانی که حدود بازار خود را مشخص می‌کنید، ممکن است تعدادی از رقبای خود را کشف کنید. هر رقیبی در هر ناحیه‌ای ضرورتاً نیرومند نیست، شما نه تنها باید تعداد رقبا را تعیین کنید، بلکه باید قدرت نسبی آن‌ها را نیز مشخص کنید.

به محض اینکه بازار محصول / خدمت خود را مشخص نمودید، همه فعالیت‌های رقابتی را ارزیابی کنید، محصولات، ساختارهای قیمت، تبلیغات، فعالیت‌های ترویجی و نحوه توزیع و نقل و انتقال محصول، نسخه‌هایی از بروشورهای مربوط به فروش را تهیه و در صورت لزوم در مورد اولویت‌های خدمات‌رسانی موجود تحقیق کنید.

به طور کلی بگویید رقبای بنگاه و کسب‌ و کار شما چه کسانی هستند؟ برنامه‌های خاص آن‌ها چیست؟ نقاط ضعف و قوت رقبا (در زمینه‌هایی مانند مدیریت، شبکه توزیع، توانایی‌های تولید، منابع مالی و مزایای قیمت و هزینه‌ها...) چیست؟ سیاست‌های آینده بازار در مورد بازار و قیمت‌ها و تنوع تولیدات و... چیست؟

وضعیت رقابت در آینده از نظر تعداد و قدرت و انحصاری شدن و غیر انحصاری شدن چیست؟

تخمین بزنید چقدر از محصول/ خدمت شما توسط رقبای شما در سال آینده تولید خواهد شد؟

همچنین مشخص کنید رقبایتان در چه سطحی هستند؟ آیا رقبا کسانی هستند که محصولی مشابه محصول شما با همان قیمت تولید می‌کنند و یا فروشندگان و تولیدکنندگان هستند که فقط محصول مشابه تولید می‌کنند و یا تمام فروشندگان یک خدمت مشابه و یا تمام فروشندگانی که در یک سبد هزینه مشابه فعالیت می‌کنند؟ کدامیک را به عنوان رقیب در نظر گرفته‌اید؟

اگر فکر می‌کنید رقبایی وجود دارند که شما می‌توانید بخشی از بازار آن‌ها را تصاحب کنید، در مورد نحوه انجام این کار نیز توضیح دهید؟

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 11:58 توسط علیرضا احمدی |

چرا تحقیق بازار انجام می‌ گیرد؟

اطلاعاتی که از تحقیق بازار بدست می‏آیند از آندسته‏ای نیستند که تنها فایده آنها دانستنشان است و اصطلاحاً اطلاعات عمومی بشمار رود بلکه تحقیق بازار باید بتواند راهنمای شما در تصمیم‏گیریهای استراتژیک کسب و کارتان باشد این تحقیق هنگامی باارزش است که بتواند منشاء درآمدی بیشتر از هزینه‏ای که ایجاد کرده باشد فرض کنید که شما در یک بررسی به یکی از نیازهای پاسخ‏گفته‏نشده مشتریان پی ببرید بر این اساس شما می‏توانید محصول یا خدمت جدیدی ارائه دهید یا در محصول فعلی تغییراتی متناسب با این نیاز ایجاد کنید.

تحقیق بازار ارتباط شما با مشتریان فعلی و بالقوه‏تان برقرار می‏سازد و به شما کمک می‏کند تا فرصتها را در بازار تشخیص دهید. به‏عنوان  مثال اگر شما بخواهید یک خرده‏فروشی در یک موقعیت خاص جغرافیایی برپا کنید و متوجه شده‏اید که هیچ خرده‏فروشی مشابهی در حال حاضر وجود ندارد شما در واقع یک فرصت مناسب را یافته‏اید. این فرصت موفقیت هنگامی ارزشمندتر خواهد بود که در آن منطقه تعداد زیادی از افراد مناسب بازار محصول شما سکونت داشته باشند.

تحقیق بازار ریسک فعالیتها را کاهش می‏دهد، برخی از تحقیقهای بازار بجای آنکه فرصتی را شناسایی کنند ممکن است شما را از انجام یک فعالیت از پیش برنامه‏ریزی‌شده بازدارند. فرضاً اطلاعات بازاریابی ممکن است گویای این واقعیت باشند که بازار در یک ناحیه خاص از یک محصول یا خدمتی که شما قصد ارائه آن را دارید اشباع شده است و شما تصمیم بگیرید که محصول خود را تغییر دهید یا یک ناحیه دیگر را برای عرضه آن بیابید.

تحقیق بازار مشکلات بالقوه را کشف و شناسایی می‏کند، فرض کنید که قصد دارید در یک محل ساختمان احداث کنید ولی در تحقیقات بازار متوجه می‌شوید که در آن ناحیه تهیه تلفن برای واحدهای احداثی سخت است و مخابرات نیز در آینده نزدیک طرحی برای توسعه و تآمین تلفن ندارد در اینجا شما یک مشکل بالقوه را تشخیص داده‏اید که عبارت از دشواری احتمالی یافتن مشتری برای واحدهای ساخته‌شده است.

تحقیق بازار محکی برای شما ایجاد می‏کند و به شما کمک می‏کند که پیشرفتهای خود را پیگیری کنید. مهم است که شما برای سنجش و مقایسه‏های آینده موقعیت خود در بازار را در زمانهای مختلف بدانید. تحقیق بازار مداوم(نظیر تحقیقهای سالیانه مستمر) به شما این اجازه را می‏دهد که چگونگی پیشرفت خود در طول زمان را مشاهده کنید و نیز نمودار این روند را در بازه‌های بین دو تحقیق رسم کنید. به‏عنوان مثال شما ممکن است در یک ارزیابی به این نتیجه رسیده باشید که 65 درصد از مشتریان شما را زنان 35 تا 50 ساله تشکیل می‏دهند و یک سال بعد دریابید که این دسته سنی حدود 75 درصد مشتریان شما را تشکیل می‏دهند و بدین ترتیب شما روند تغییر جمعیت مشتریان خود را پیگیری می‏کنید.

تحقیق بازار شما را در ارزیابی میزان موفقیتتان کمک می‏کند، اطلاعات جمع شده در تحقیق بازار به شما کمک می‏کند که بدانید آیا به هدفهای خود رسیده‏اید یا نه. به عنوان مثال اگر بازار هدف شما زنان سنین 35 تا 50 سال هستند با توجه به نتایجی که قبلاً آمد می‌توانید نتیجه بگیرید که شما حرکتی موفقیت‌آمیز به سمت هدف دارید( اگر نه، اطلاعات می‏توانند نشانگر نیاز به تغییر استراتژیهای بازاریابی باشند!)

آنچه تحقیق بازار می‏تواند به شما بگوید:

1- مطالعات تقسیمات بازار اطلاعاتی درباره ویژگیهای مشترک مشتریانتان فراهم می‏آورد این اطلاعات پاسخ پرسشهایی نظیر این پرسشها را می‏‏دهد: مشتریان من چه کسانی هستند؟ جمعیت آنان چقدر است؟ چند درصد آنها را مردان و چقدر از آنان را مردان تشکیل می‏دهند؟ توزیع سن، درآمد و میزان تحصیلات آنان چگونه است؟ شغل آنان، مهارتها، علایق و سرگرمیهای آنان چیست؟ چند فرزند دارند؟ در چه مناطقی زندگی و کار می‏کنند؟

2- اطلاعات مربوط به توان خرید و عادات خرید، قدرت مالی و ویژگیهای اقتصادی بازار هدف، شما را معلوم می‏سازد. برخی از پرسشهایی که در اینجا پاسخ داده می‏شوند از این قرارند: متوسط هزینه‏ای که برای خرید خدمت یا محصولی مشابه محصول من صرف می‏شود چقدر است؟ با توجه به بازار هدف درحال حاضر از خدمات من چه استفاده‌ای می‌کنند؟ چه قیمتی برای این محصول مناسب است؟ چه موقع آنها خرید می‏کنند؟ از کجا خرید می‏کنند؟ چرا آنها تصمیم به خرید می‏گیرند؟ چند بار در ماه یا سال از این محصول خریداری می‏کنند؟ چه نوع خودروهایی می‏رانند؟ آیا صاحب خانه هستند یا اینکه اجاره‏نشینند؟ درآمدهای اضافی خود را معمولاً صرف چه نوع کارهایی می‏نمایند؟ از چه روشی برای پرداخت استفاده می‏کنند( نقد، چک، کارت اعتباری یا . . .)؟ از چه حدی از اعتبار مالی برخوردارند؟

3- جبنه‏های روانشناسانه‏ای وجود دارند که به اطلاعات مربوط به دریافتها و ارزشهایی که در ذهن مصرف‌کنندگان بازار شما وجود دارد برمی‌برگردند و به سؤالاتی جواب می‏دهند که برخی از آنها بدین صورتند: واکنش بازار در برابر تصمیمها یا برنامه‏های مختلفی که ممکن است به اجرا بگذارم چیست؟ در بازار شرکت مرا در مقایسه با سایر شرکتها چگونه ارزیابی می‏کنند؟ چه کیفیات و ویژگیهایی هستند که مشتریان من آنها را مهم می‌پندارند؟ چه کسی در یک شرکت یا خانواده برای خرید این محصول تصمیم می‏گیرد؟ آیا برای آنها نظرات دیگران در موردشان خیلی اهمیت دارد؟  فاکتورهای تعیین‏کننده در تصمیم به خرید کدامند؟ آیا آنها بهترین را برای خانواده خود می‏خواهند؟ آیا آنها به دنبال وسیله‏هایی می‏گردند که موجب صرفه‏جویی در زمان و راحتی بیشتر کارها می‏شوند؟ نیازهای برآورده‏نشده آنها کدامند؟ آیا آنها تقاضای خدمات پس از فروش بیشتری برای محصول را دارند؟ آیا عمده توجه انها قیمت پائین است؟ به چه رسانه‏ای(روزنامه، مجلات، رادیو، تلویزیون، تبلیغات اینترنتی . . .) بیشتر توجه نشان می‏دهند؟

4- اطلاعات رقابت در بازار درباره سایر شرکتهایی است که در همان زمینه کسب و کار شما مشغول فعالیت هستند و سؤالاتی که تحقیق بازار به آنها جواب می‏دهد عبارتند از: رقبای اصلی من در بازار کدامند؟ چگونه با من رقابت می‏کنند؟ در چه زمینه‏هایی رقیب من به شمار نمی‏آیند؟ نقاط قوت و ضعف آنها چیست؟ آیا نقاط ضعف آنها می‏تواند فرصتهای سودآوری برای من فراهم آورد؟ چه چیزی کسب و کار مرا در این بازار منحصربه‏فرد می‏سازد؟ ارزیابی رقبای من از موقعیتشان در بازار چیست؟ چگونه خدمات خود را به بازار عرضه می‏کنند؟ مشتریان آنها کیستند؟ رهبران این صنعت کیستند؟ حجم فروش آنها چفدر است؟ موقعیت مکانی آنها کجاست؟ آیا آنها سودده هستند؟

5- اطلاعات عوامل محیطی از محیط سیاسی و اقتصادی که می‏تواند بهره‏وری و فعالیتهای شما را تحت تأثیر قرار می‏دهد پرده برمی‏دارد. شما باید بتوانید در این قسمت پرسشهایی نظیر این را پاسخ گویید: روند جمعیتی در حال و آیند چیست؟ روند حرکتی اقتصاد اجتماع چگونه است؟ سیاستهای اقتصادی-سیاسی چه تأثیراتی بر بازار مصرف یا صنعت من خواهد گذاشت؟ چه میزان رشدی برای بازار مصرف من متصور است؟ چه عوامل بیرونی بر این صنعت تأثیر خواهند گذاشت؟

هر چند بررسی اینکه آیا برای یک محصول یا خدمت در یک بازار مشخص نیاز وجود دارد، می تواند فرآیندی زمان بر و پرهزینه باشد اما این زمان و هزینه ها بسیار کمتر از زمان و هزینه هایی است که کسب و کاری که موردنیاز نیست تلف می کند.

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 11:57 توسط علیرضا احمدی |

نقش "تحقيقات استراتژيك بازار" درتوسعه صادرات

دنیای اقتصاد _ مريم فدايي
 مديريت استراتژيک، رويکردي است که زاييده عصر تغييرات سريع است و مي‌توان آن را يک نوع ديدگاه و فني براي برنامه‌ريزي انعطاف‌پذير در مقابل تغييرات سريع به شمار آورد. مديريت استراتژيک بيشتر از آن که نگران تنظيم راهي براي طي شدن باشد، در فکر ساختن شرايط مناسب است.استراتژي بازاريابي شامل مشخص كردن گروه‌هايي از مشتريان (بازار هدف) است كه يك بنگاه مي‌تواند در مقايسه با رقباي خود به نحو بهتري خدمت‌دهي نمايد. در استراتژي بازاريابي، يك بنگاه تصميم مي‌گيرد كه عرضه محصول، قيمت، پخش و كوشش‌هاي ترويجي‌اش را متوجه بخش خاصي از بازار كند.

تحقيقات استراتژيك بازار يكي از بخش‌هاي مهم در سيستم اطلاعات تجاري با نگاه بازاريابي است. با استفاده از تحقيقات بازاريابي مي‌توان با مصرف‌كنندگان، توليدكنندگان، خريداران، مديران بازاريابي و در كل با عموم مردم ارتباط برقرار كرد و از اين طريق به تبادل اطلاعات پرداخت. در واقع تحقيقات بازاريابي در پي شناسايي و گردآوري و تجزيه و تحليل آن دسته از اطلاعاتي بر مي‌آيد که به فرصت‌هاي بهتري در ارائه و عرضه کالا يا خدمات خاصي مي‌انجامد يا مشکلات و تهديدهاي پيش‌روي بازاريابي کالا يا خدمات خاصي را تبيين کرده و راهکارهاي برون رفت از مشکلات را ارائه مي‌دهد.
متاسفانه تحقيقات استرات‍‍‍ژيك بازار، كمتر مورد توجه صادركنندگان در سطح خرد و متوليان توسعه صادرات كشورمان در سطح كلان قرار گرفته است و از اين رهگذر،‌ خسارات جبران‌ناپذيري بر صادرات كشور وارد شده است.
يكي از مهم‌ترين ابزارهاي استراتژي توسعه صادرات، برخورداري از مزيت نسبي در گردونه مبادلات خارجي است. ممكن است كشوري از لحاظ توليد مزيت داشته باشد، ولي از نظر بازرگاني فاقد مزيت باشد. فقدان مزيت بازرگاني از ناكارآيي نسبي در بازار كالا در مراحلي همچون بسته‌بندي، حمل، كنترل كيفيت، استانداردهاي توليدي، عدم دسترسي به اطلاعات مربوط به تجارت جهاني و... ناشي مي‌شود.
بخش صادرات ايران به علت عدم وجود يك سيستم بازاريابي و بازرگاني مناسب و كارآ نتوانسته به خوبي توسعه يابد. به طوري كه در اغلب موارد كالا و خدمات صادراتي ما با وجود برخورداري از كيفيت مطلوب و حتي فراتر از استانداردهاي جهاني به دليل نبود يك سيستم مناسب تبليغاتي و اطلاع‌رساني در بخش مبادلات خارجي جايگاه شايسته خود را در بازارهاي جهاني به دست نياورده است. اينها همگي از مسائلي است كه به علت نبود تحقيقات استرتژیک بازار، دامنگير بازار صادراتي ما شده است.
استراتژي بازاريابي
از بازاريابي تعاريف گوناگوني ارائه شده است که هر يک به جنبه‌هاي متفاوتي از آن اشاره دارند. بازاريابي به عنوان يک پديده تجاري، يک چارچوب فکري، يک فرآيند اقتصادي، يک فرآيند تعديل عرضه و تقاضا، خلق مطلوبيت فيزيکي، زماني و مکاني، فرآيند تمرکز و برابري و توزيع، يک فرآيند انتقال مالکيت محصول، تعريف شده است.
از ديدگاه اقتصاددانان، بازاريابي يک فرآيند اجتماعي است که کالا و خدمات را به‌ گونه‌اي از توليدکننده به سمت مصرف‌کننده هدايت مي‌كند که موجب برقراري تعادل ميان عرضه و تقاضا شده و اهداف اجتماعي را تامين می‌كند. همان‌گونه که مشاهده مي‌شود تعريف فوق به جنبه توزيع و ترويج فروش اشاره دارد.بازاريابي را مي‌توان از ديدگاه مشتري نيز تعريف کرد. پيتر دراکر در اين رابطه، تعريف زير را ارائه مي‌‌دهد: ?در صورتي که بازاريابي از نظر نتيجه نهايي آن ملاحظه شود، اساس کار تجارت است.? اين تعريف مشخص مي‌كند که تاکيد بايد بر چه عواملي باشد و اين مساله توجيه اقتصادي وجود يک شرکت در يک حرفه يا تجارت است. يک شرکت وقتي مي‌تواند به صورت بلندمدت به کار خود ادامه دهد که رضايت مشتري را تامين كند. اين امر مستلزم فعاليت‌هاي گوناگون بازاريابي طي زمان است.
مفهوم بازاريابي يك فرهنگ سازماني خاص را تعريف مي‌كند که مجموعه‌اي از باورها و ارزش‌هاي مشترك است كه پيرامون اهميت مدنظر قرار دادن مشتري در استراتژي و عمليات سازمان دور مي‌زند. بازاريابي مهم‌ترين قدم در صادرات است، شناخت بازارهاي خارجي و راه‌هاي نفوذ به آن، شناخت هسته‌هاي قدرت، شناخت رقبا در كشور هدف از مهم‌ترين قسمت‌هاست كه نيازمند تحقيقات و جمع‌آوري اطلاعات استراتژيک است.
استراتژي بازاريابي شامل مشخص كردن گروه‌هايي از مشتريان (بازار هدف) است كه يك بنگاه مي‌تواند در مقايسه با رقباي خود به نحو بهتري خدمت‌دهي نمايد. در استراتژي بازاريابي، يك بنگاه تصميم مي‌گيرد كه عرضه محصول، قيمت، پخش و كوشش‌هاي ترويجي‌اش را متوجه بخش خاصي از بازار كند.
در حالت ايده‌ال، استراتژي گزينش شده بايد نيازهايي از مشتريان را هدف بگيرد كه در حال حاضر در بازار برآورده نشده‌اند و از ظرفيت لازم براي سوددهي برخوردارند. استراتژي موثر، به اين نكته توجه دارد كه يك كسب و كار نمي‌تواند همه كار براي طيف‌هاي مختلفي از مشتريان انجام دهد و بايد بازار و توانمندي‌هايش را بررسي و تحليل و در پايان بر يك بازار هدف، تمركز كند.
فقدان فعاليت مستمر موسسات و شرکت‌هاي دست‌اندرکار توليد يا بازاريابي جهت تنظيم يک برنامه مدون بازاريابي از ضعف‌هاي ديگري بوده که فرصت توسعه صادرات مناسب را از بين برده است. توجه به شيوه‌هاي بازاريابي صحيح مي‌تواند علاوه بر توزيع و ترويج فروش، طراحي و قيمت‌گذاري مناسبي را در برداشته باشد، بدين‌ترتيب موجبات جلب رضايت مشتري فراهم شده و بازاريابي درست منابع جهت تامين نياز بازار ايجاد مي‌شود. و اين موضوع گام‌های بعدي را در بررسي قابليت‌ها و استعدادها‌ي جذب بازار به دنبال خواهد داشت.
 
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 12:40 توسط علیرضا احمدی |

 تلاش آديداس براي احيا برند ريبوک

منبع: تايمز مالي
ريبوک در نظر دارد در طول 5 سال آينده از پوما سومين برند توليدکننده کالاي ورزشي در جهان سبقت بگيرد. اما پيش از آن جنگ سختي در پيش دارد تا بتواند تصوير قبلي خود را مبني بر کيفيت بازسازي کند.
پس از سالها که نام اين برند تضعيف شده و کفش‌هاي ورزشي آن مانند کالايي بي ارزش در کنار غرفه گوشت و نوشيدني عرضه مي‌شد، شرکت آديداس، مالک ريبوک، سال گذشته به بزرگترين بازسازي در تاريخ شرکتهاي آمريکا اقدام کرد.  
آديداس اميدوار است پس از سرمايه گذاري عظيم در مديريت محصول، طرح و توسعه و همچنين بازاريابي پيوسته و فعاليتهاي گسترده براي فروش، بتواند شکوه گذشته ريبوک را احيا کند.
اما اين تغييرات اصلاحي سازماني به خاطر بحران اقتصاد جهاني و کاهش شديد تقاضا به تلاشي نفس گير تبديل شد و در چهارماهه اول سال ميلادي ريبوک 96 ميليون يورو ضرر کرد. همين باعث شد تا صبر تحليلگران نيز به پايان برسد به طوري که بانک تجاري کريستوف دولشال اين تلاش‌ها را "داستان تمام نشدني بازسازي ريبوک" ناميد. و ديگران نيز گفتند که بازسازي ريبوک آخرين فرصت آديداس براي بازگرداندن ريبوک است.
اولي بکر مديرعامل ريبوک از همه فشارها آگاه است اما اطمينان دارد که با اقدامات انجام شده اين برند کالاي ورزشي آمريکا پس از بازگشت اقتصاد به وضعيت عادي بارديگر به موفقيت دست خواهد يافت. 
 آقاي بکر گفت: بحران اقتصادي در شرکت ما تاثيري نداشت زيرا ريبوک سالهاست که با موقعيتهاي چالش برانگيز روبه رو است. او معتقد است که ريبوک به موتور رشد آديداس تبديل خواهد شد. وي در ادامه سخنان خود با اشاره به رتبه چهارم ريبوک پس از پوما، آديداس و نايک گفت ما مي‌خواهيم در طول پنج سال آينده جايگاه برند سوم جهان را اشغال کنيم.
اما او با نظر منتقدان موافق بود که مي گفتند، آديداس پس از خريد ريبوک در اوايل سال 2006 به عنوان سلاحي در مقابله با رقيب اصلي خود شرکت نايک تا به حال زمان زيادي را صرف بازسازي اين شرکت کرده است. روساي ريبوک مي‌گويند: ما فکر نمي‌کرديم که بازسازي شرکت اينقدر به طول بينجامد.
اما آقاي بکر که از سال 2006 به عنوان مديرعامل و در اصل مديربازاريابي ريبوک منتسب شد گفت در آن قرارداد 3 ميليارد يورويي، ريبوک در وضعيت بدي بود و تا تبديل شدن به يک برند جهاني سالهاي نوري فاصله داشت.
اين شرکت تمام تلاش خود را متمرکز بر بازارهاي امريکا و انگليس کرده بود و به جاي توجه بر کيفيت فقط به فروش فکر مي‌کرد. کاهش قيمت کفش‌هاي ريبوک تصوير برند را تضعيف کرد؛ به طوري که ريبوک درنظر مصرف کننده نهايي يک محصول بي نام و نشان بود.
اولين اقدام آديداس براي بازگرداندن ريبوک به جايگاه اوليه، سرمايه گذاري عظيم بر روي محصول به خصوص مديريت محصول، طراحي و توسعه بود. آقاي بکر با ذکر اين مطلب که اکنون کيفيت و طرح کفش‌هاي ريبوک بار ديگر رقابتي شده است اظهار کرد: اکنون بايد وجهه برند را در نزد مشتري افزايش دهيم، و اقداماتي نيز در اين مورد انجام شده است.
در کل پيش بيني شده که فروش ريبوک که از زمان فروش آن به آديداس هر سال يک پنجم کاهش مي‌يافت، امسال تغيير نکند.آقاي بکر مي‌گويد، ريبوک در نظر دارد به هدف خود براي رشد و بازيافتن شکوه گذشته تمرکز نمايد. او گفت : هدف ما اين است که مانند آديداس سودآور شويم. 
 

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:32 توسط علیرضا احمدی |

 مؤسسه تحقيقاتى ميتسوبيشى دربورس توكيو

ابرار اقتصادی _ 19/5/88
چند ماهى است كه وضعيت خودروسازان در بورس هاى بين المللى و منطقه اى با كاهش نرخ مواجه شده و اين موضوع ضررهاى مالى كمپانى ها را مضاعف كرده است. به گزارش خبرخودرو، با اين حال هنوز هم بسيارى از خودروسازان درصدد افزايش سرمايه خود از طريق پذيره نويسى و ورود به بورس هستند. كمپانى ميتسوبيشى ژاپن كه در كنار توليد خودرو در حوزه صنايع سنگين نيز فعاليت دارند اخيرا موسسه تحقيقاتى خود را وارد بورس توليد كرده و قرار است از چهاردهم سپتامبر به مردم عرضه شود. مديران ميتسوبيشى يك ميليون برگ سهام براى واگذارى تدارك ديده اند كه با اين ترتيب سرمايه اى در حدود ۸۶/۱ ميليارد ين به اين موسسه تزريق خواهد شد. مركز تحقيقاتى ميتسوبيشى به خاطر نوآورى هاى دامنه دارش به سودآورى رسيده است

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:30 توسط علیرضا احمدی |

High Tech Market Research for New Products

One of the biggest problems in High Tech businesses is the "technology-driven" approach that tends to predominate, especially among startups. Much of this occurs due to the fact the many founders of software and technology companies tend to come from an engineering, programming or other technical background. While a strength in creating a flow of technical innovation, this can be a real problem when companies are planning new products which they hope to find a real market for.


Everyone has a tendency to focus on what they know best; that's just human nature. Folks spend more time on the issues that they enjoy, are more comfortable with, and are more confident about their ability to make good decisions on. Things that don't fit into this category tend to be put off, or given short shrift.

The result is often products are well thought out from a technical viewpoint--but much less well so from a "meeting market needs" perspective. While both are important, the market perspective is absolutely critical initially. So what's the right approach to product planning-oriented market research?

When Should The Research Should Be Conducted?
The answer to this is early, often and forever. The earlier you start prior to design or coding, the more time you will have to obtain the most accurate picture of the market that's possible. Sometimes there are practical limitations to how early you can start--Trade secrets and patent filings, for example, or the lack of a prototype which may be considered crucial to receiving realistic market feedback. Within these limitations, get out and begin interacting with the marketplace as soon as practical. And don't ever stop. Markets, especially the software and technology variety, are like living organisms. They are constantly growing and changing. What may be true in the early phases of a market could change dramatically over even a short period of time. Companies tend to develop an internal "common sense" that is used in making decisions, which is based upon past inputs. When doing Product Planning this can very dangerous in a dynamic market.

Who Should Do The Research?
The best way to do this research is what I often refer to as the "two-headed monster" approach: one marketing person, and one technical person. Not a lone wolf if you can help it, and please--no committees. Most often, this would be a Product (Marketing) Manager along with the Engineering Project Manager who will lead the actual development of the project. In the smallest startups, it might be the technical founder and the "business" founder, for example the CEO and CTO, or CEO and VP Marketing. The Business/Marketing manager should be in the lead for this task, but it's important to note that both camps have a role to play in this endeavor. There are two different perspectives on market feedback, and well as two different priorities in questions to ask. Having both parties involved (assuming there isn't a dysfunctional relationship) usually leads to the most complete and risk-reducing result. In addition, it often eliminates arguments over priorities later in the process after coding starts (and schedules inevitably begin to slip) If only one can be available, it should be the Marketing side--working closely with the Product Development/Engineering lead to make sure their input is included in the process.

How Should The Research Be Conducted?
This is a really broad question which of course depends heavily on the situation. How much do you have available to you in terms of money and other resources? If you're in a big company, you may be able to commission some objective research. If you are a startup with modest resources, it usually is an ad hoc exercise of visiting and interviewing potential customers.

What's most important to keep and open mind, and eliminate your own biases and pre-conceived notions. This exercise needs to be a search for the truth, not an attempt to validate your own theories. Also, make sure that you are talking to the right people. If you are planning a market-creating breakthrough product, you really need to be talking to Early Adopter types, not the guy or gal that only buys after everyone else they know. If you are introducing a product that is very similar to other products in an already large market--but maybe at a lower cost--by all means, talk to those mainstream buyers and even the late adopters. Use the current market phase to guide who to get input from.

It's great if you have the money to do some formal secondary research, but be careful about confusing formality with accuracy. For example, I know of large companies that spend huge amounts of money on Focus groups, while their Product Managers only reluctantly talk to actual potential customers directly. I find this very dangerous (you might say stupid!). Particularly with breakthrough technology, you tend to find a "garbage in, garbage out" phenomena with professionally managed focus groups. But there is that formal, professional looking report that appears very convincing in the aftermath. They can be great if constructed properly, but I have seen a lot of money spent for a very bad result. If the focus group wasn't run properly, or the technology is very revolutionary, the results can be total garbage covered in a beautiful wrapper. I always advise that there is a good amount of old-fashion ad hoc research--talking directly to customers--to be used as a sanity check, if not the main research technique. There are exceptions, of course. If you are doing incremental product research, where the product is well-understood and the changes are evolutionary, objective research methods such as surveys may be a great way to get a quick and definitive read on the market's reaction.

How Do You Know When You're "Done"?
This really depends on what you are doing, but my general answer is that "you will know when you are done when you get there". It's important to not put an absolute time limit on the research, if it is at all practical. In some cases in the real world, this isn't possible, of course. Sometimes you just have to go with the information that you have gathered up to a set point in time, along with your market common sense, intuition, and gut feel. With incremental product releases, waiting may not be possible or necessary. But if you can avoid it, especially if starting a new company, division, or business area, resist the temptation to "go with what you have", if it just doesn’t' feel right. In my experience, when you've "done enough" research to begin serious product planning--it's obvious. You will feel very comfortable with regards to the clarity of the current market snapshoot, and feel you've really nailed the wants and needs of the market as it relates to the new product opportunity. Try not to get "antsy" and move forward because you've reached the original market research end date on your theoretical timetable. Resist that temptation and keep working until you are CONFIDENT that you are there, unless other factors just won't allow it.

Summary And Conclusions
Make sure that you do sufficient market research before you begin building products; product development on a developer's gut feel is most often a prescription for failure. There are a few high profile companies which have entered our folklore that were lucky enough to start that way, but usually this approach will quickly empty your pockets, rather than make you rich.
Include both Marketers and Technologists in the Research if at all possible. In summary:

*Marketing should take the lead on market research for new products
*Always make sure you talk to at least some customers directly and informally
*By wary of formal market research results, if not supported by an informal research "sanity check"
*Make market research a continuous company function
*Don't stop an individual product-oriented market research project until you are comfortable that you've got the correct answer.

There you have my thoughts on market research for product planning purposes. I'd love to hear yours as well.

Phil Morettini
PJM Consulting
http://www.pjmconsult.com/




+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 9:44 توسط علیرضا احمدی |